است . بر او سلام كردم وى نماز خود را به سرعت به پايان رساند . سپس به آن حضرت گفتم : مولايم شما را امر كرده است كه به نزد ايشان برويد . در اين هنگام مادر آن پسر ، صقيل نيز وارد شد دست او را گرفته به نزد پدرش امام حسن عسكرى عليه السلام برد .
ابوسهل گويد : هنگامى كه كودك در مقابل آن حضرت قرار گرفت به آن حضرت سلام كرد در حالى كه صورتش مىدرخشيد و موهاى سرش مجعد و ميان دندانهايش فاصله بود ، هنگامى كه حضرت امام حسن عسكرى عليه السلام او را ديدند گريسته و فرمودند : اى سَروَر اهل بيت خود ، اين آب را به من بنوشان كه من به سوى پروردگار خود مىروم . آن كودك قدحى را كه با كندر جوشيده بود به دست گرفت ، سپس لبهايش به حركت آمده و آن آب را به آن حضرت نوشاند .
هنگامى كه امام حسن عسكرى عليه السلام آن را نوشيد فرمودند : « مرا براى نماز آماده كنيد » ، پس در دامن آن حضرت حولهاى پهن كرده و كودك او را به ترتيب اعضا ، وضو داده و بر سر و پاى او مسح نمود .
آنگاه امام حسن عسكرى عليه السلام به او فرمودند : پسرم بر تو بشارت باد كه تو صاحب الزمان و مهدى هستى تو حجّت خدا بر زمين هستى و تو پسر و فرزند من مىباشى .
من تو را به دنيا آوردم و تو محمد فرزند حسن فرزند على فرزند محمد فرزند على فرزند موسى فرزند جعفر فرزند محمد فرزند على فرزند حسين فرزند على بن ابى طالب هستى رسول خدا تو را به دنيا آورده و تو پايان بخش پيشوايانِ پاك و پاكيزه هستى . پيامبر خدا صلى الله عليه و آله و سلم به تو بشارت داده و نام و كنيه تو را تعيين نموده است . پدرم به نقل از پدران پاكت اين عهد را با من كرده است . خداوند بر اهل بيت درود فرستد كه او است پروردگار ما و ستوده شده و با اقتدار است » در همين هنگام حضرت امام حسن عسكرى عليه السلام دعوت حق را لبيك گفتند « 1 » .
هامش
( 1 ) . غيبت طوسى / 165 .