باب روزه
1 . محمّد بن يحيى از محمّد نقل مىكند كه گفت : به امام عسكرى عليه السّلام نامهاى نوشته در آن چنين پرسيدم : مردى مرده است و بر او قضاى ده روز از ماه رمضان باقى است و داراى دو ولى ( فرزندى كه قضاى نماز و روزهء پدر برعهدهء او است ) مىباشد . آيا بر آن دو ولى جايز است كه هر دو باهم قضاى روزهء او را بگيرند ، يعنى پنج روز را يكى از دو ولى و پنج روز را ديگرى ؟
آن حضرت نوشتند : هركدام از نظر سنّ از ديگرى بزرگتر است هر ده روز را به خاطر ولاء روزه بگيرد ان شاء اللّه « 1 » .
2 . و حمزة بن محمّد به حضرت امام عسكرى عليه السّلام نامهاى نوشته سؤال كرد كه خداوند متعال چرا روزه را بر مردم واجب كرده است ؟
آن حضرت در جواب وى مرقوم داشتند : تا بىنيازان گرسنگى را احساس نموده ، بر فقرا ترحّم آوردند « 2 » .
3 . صدوق از ابو الحسن على بن حسن بن فرج مؤذّن روايت كند كه گفت :
محمّد بن حسن كرخى بر من روايت كرده است كه : از حضرت امام حسن عسكرى عليه السّلام شنيدم كه در خانهء خود به مردى مىفرمود : اى ابو هارون ، هركس ده رمضان پشت سر هم روزه بگيرد وارد بهشت مىشود « 3 » .
4 . محمّد بن عيسى از على بن بلال روايت كرده است كه گفت : نامهاى به حضرت طيب عسكرى عليه السّلام نوشتم كه در آن آمده بود : آيا مىتوان زكات فطرهء خانوادهء ده نفرى يا كمتر يا بيشتر را به يك مرد محتاج شيعه داد ؟
آن حضرت مرقوم داشتند : آرى ، اين كار را انجام بده « 4 » .
هامش
( 1 ) . كافى 4 / 124 / ح 5 ، استبصار 2 / 108 ، ب 57 / ح 4 .
( 2 ) . كلينى اينروايت را در كافى 4 / 181 / ح 6 با اندكى تفاوت نقل كرده است ، من لا يحضره الفقيه 3 / 43 ، ب 21 / ح 3 .
( 3 ) . خصال / 59 ، ابواب العشره .
( 4 ) . من لا يحضره الفقيه 2 / 117 .