بيابد و او را بكشد . دانيال پول بسيارى با خود برداشت تا آنكه در اين راه به مصرف برساند . دانيال بخت النصر را كه پسر بچهاى ضعيف و مسكين بوده ، هيچ قوت و توانايى نداشت در بابل يافت ، فرستادهء ما او را گرفت تا بكشد ، اما جبرئيل از او دفاع كرد و به فرستادهء ما گفت : اگر پروردگارتان به هلاكت شما و ويرانى بيت المقدس فرمان داده است هرگز تو را بر اين پسر مسلط نخواهد كرد و اگر اينچنين نمىباشد براى چه او را مىكشى ؟ فرستادهء ما حرف جبرئيل را تصديق كرد و كودك را ترك نموده به سوى ما بازگشت و اين خبر را به ما داد . بخت النصر نيز بزرگ شده ، به پادشاهى رسيد و به جنگ ما آمد و بيت المقدس را خراب كرد و ما به همين سبب جبرئيل را دشمن خود مىدانيم ، ميكائيل هم دشمن جبرئيل است .
سلمان گفت : اى ابن صوريا آيا با همين عقل به بيراه رفته ، گمراه شدهايد ؟
چرا نياكان شما در حالىكه خداوند متعال در كتابهاى آسمانى و بر زبان رسولان خود خبر داده بود كه او بخت النصر به حكومت مىرسد و بيت المقدس را خراب مىكند كسى را فرستادهاند تا بخت النصر را بكشد ؟ آيا آنان مىخواستند انبياى خدا را در اين خبرى كه از خداوند متعال رسيده تكذيب كرده آنها را در اخبارشان متهم [ به دروغگويى ] نمايند ؟ يا صدق گفتار و خبر دادن آنها از كلام خداوند متعال را مىدانستند و در عين حال مىخواستند خداوند متعال را شكست بدهند ؟ آيا كسانى كه آن شخص را براى كشتن او [ بخت النصر ] فرستادند به خدا كافر نشدند ؟ چگونه مىتوان به دشمنى جبرئيل معتقد شد در حالىكه وى دانيال را از مبارزه با خداوند عز و جل باز داشته و از تكذيب خبر خداوند متعال نهى نموده است ؟
ابن صوريا گفت : خداوند متعال اين خبر را از زبان پيامبرانش بيان فرموده
أعلام الهداية ( پيشوايان هدايت ) ( فارسى ) — صفحة 323
مساهمون: منذر حكيم
ص٣٢٣