و از احمد بن حسن بن اسحاق قمى روايت است كه گفت : هنگامى كه خلف صالح حضرت امام مهدى عليه السّلام به دنيا آمد نامهاى از مولاى ما حضرت ابو الحسن امام عسكرى عليه السّلام به جدم ، احمد بن اسحاق رسيد كه آن حضرت آن را با دستخط خود - كه همواره توقيعات را به آن خط مىنوشتند - مرقوم فرموده بودند و در آن آمده بود : براى ما فرزندى به دنيا آمده است ، اما اين خبر بايد در نزد تو پوشيده بماند و به اطلاع هيچ يك از مردم نرسد . ما اين خبر را براى تو آشكار نكرديم مگر به واسطهء نزديكى و ولايتى كه نسبت به ما دارى . . . « 1 » .
در سال 257 ه ق عيسى بن مهدى جوهرى با گروهى به عراق رفتند و پس از اينكه قبر حضرت امام حسين عليه السّلام را در كربلا و قبر حضرت امام موسى بن جعفر و امام جواد را در بغداد زيارت كرده بودند به سامرا رسيدند . وقتى كه آنان به سامرا وارد شدند دوستان و شيعيان كه به بيت حضرت امام حسن عسكرى عليه السّلام نزديك بودند بشارت ولادت حضرت مهدى عليه السّلام را به آنان دادند .
آنان نيز كه هفتاد و اندى نفر از اعراب بيابانى بودند براى عرض تبريك به خدمت حضرت امام عسكرى عليه السّلام شرفياب شده ، پيش از تبريك در برابر آن حضرت به شدت گريستند . حضرت امام حسن عسكرى عليه السّلام به آنان فرمود :
گريه از فرط شادمانى همانند شكر نعمت از نعمتهاى خداوند به حساب مىآيد . . .
سپس عيسى بن مهدى جوهرى خواست سخنى بگويد اما حضرت امام عسكرى عليه السّلام پيش از آنكه آنان سخن بگويند لب به سخن گشوده فرمود : در ميان شما كسانى هستند كه مىخواهند از من دربارهء پسرم مهدى و اينكه وى در كجاست سؤال كنند ، من ، چنانكه مادر موسى ، او را به خداوند متعال سپرد اين كودك را به خداوند متعال سپردهام . . . گروهى از حاضران گفتند : اى مولاى ما ، به خدا سوگند كه همينگونه
هامش
( 1 ) . كمال الدّين 2 / 433 .