حكومت بنى اميه در سال 132 ه ق سقوط كرده و خلافت به بنى عباس منتقل گرديد و امام صادق عليه السّلام نزديك به ده سال آخر عمر شريفش را با ابو العباس سفاح و مقدارى از زمان حكومت منصور دوانيقى همعصر بود .
رويكرد امام عليه السّلام از مناقشات باز سياسى به سمت تربيت علمى ، فكرى ، عقيدتى و اخلاقى امت اسلام تغيير جهت داد ؛ تربيتى كه به رغم استمرار يافتن انحرافات سياسى و فكرى در ميان جامعهء اسلامى ، بقاى خط اصيل اسلام را در درازمدت تضمين مىكرد .
در آن زمان فرقههاى بسيارى چون « معتزله » ، « اشاعره » ، « خوارج » ، « كيسانيه » و « زيديه » در سرزمين اسلام گسترده شده و ميان آنها كشمكش و درگيرى به شدت رواج داشت .
كفر و زندقه نيز جان تازهاى به خود گرفته و به فضاى جامعهء اسلامى نفوذ كرده بود ، در چنين اوضاعى امام صادق عليه السّلام عهدهدار ردّ بر ملحدان از سويى و مقابله با فرقههاى منحرف از سويى ديگر گرديدند .
امام صادق عليه السّلام به بناى جامعهاى صالح ، كه مسئوليت ريشهدار كردن خط اهل بيت عليهم السّلام را در ميان امت اسلام به دوش كشد همچنين به پايهگذارى دانشگاه اهل بيت عليهم السّلام و تربيت دانشمندانى در رشتههاى مختلف علوم به خصوص دانش دينى كه بتوانند سلامت امت را در مسيرى كه در آيندهء نزديك و حتى دور در پيش دارد ، تضمين كرده و بذر قيام عليه سركشى را در دل آنان بكارند ، همت گماشت .
در عينحال امام صادق عليه السّلام از تقويت خط انقلابى و جهادى نيز غفلت نكرده و با تأييد قيامهايى چون قيام عمويش زيد بن على بن الحسين عليهما السّلام و ديگر انقلابيون خاندان بزرگوار علوى به تقويت اين روحيه در ميان جامعه مىپرداخت .
أعلام الهداية ( پيشوايان هدايت ) ( فارسى ) — صفحة 21
مساهمون: منذر حكيم
ص٢١