خلفا براى مردم و آگاهى خلفا از جايگاه مردمى ائمه عليهم السّلام كه براى امت اسلام به مثابهء تجسم عينى يك حكومت شرعى واقعى به شمار مىآمدند ، به اضافهء رويارويى دائم ائمه عليهم السّلام با آنان ديگر خلفا به آنان اجازهء باقى ماندن در متن جامعه و فعاليت آزادانه را نخواهند داد ، بيشترين اهتمام ائمه عليهم السّلام دربارهء مجموعهء صالحى بود كه خود آنان را تربيت كرده و خطمشى مبارزه را به آنان آموخته بودند آن بزرگواران بيشترين تأكيد را بر ايمنىبخشى و خودكفا كردن اين جماعت داشتند تا بتوانند به دور از رهبر نيز فعاليت خود را حفظ كنند .
از اينجا است كه پديده تربيت فقيهان و ارجاع دادن مردم به آن نمود پيدا مىكند تا فقها براى زمان غيبتى كه پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله وعدهء آن را داده و پايان آن را جز خدا نمىداند براى حلوفصل مشكلات و امور جامعه آزموده شوند .
بدين ترتيب ائمه عليهم السّلام توانستند ضمن يك برنامهريزى درازمدت از پيشرفت انحراف رو به تزايد حكومت و رهبرى اسلامى كه مىرفت تا به جدايى امت از اسلام اصيل و در نتيجه محو و نابودى كامل شريعت و رسالت الهى منجر گردد جلوگيرى كنند .
آنچه كه از دور شدن امت از اسلام اصيل جلوگيرى كرد اين بود كه نمونهء ديگرى از اسلام به آنان عرضه شد كه از نظر ارزشها و اهداف اصيل و عارى از پيرايهها بود اين نمونهء اصيل اسلام را مسلمانان بيدار به رهبرى ائمه اهل بيت عليهم السّلام به جامعه عرضه كردند اهل بيتى كه خداوند آلودگى را از خاندانشان زدوده و آنان را پاك و پاكيزه گردانده است .
تز ائمه طاهرين عليهم السّلام براى اسلام تنها در شيعيان كه معتقد به امامت آن بزرگواران بودند تأثير نگذاشته بود بلكه بازتاب بزرگى در تمام جهان اسلام داشت . ائمه عليهم السّلام براى پياده كردن اسلام تز خاص خود را داشتند و مدعى
أعلام الهداية ( پيشوايان هدايت ) ( فارسى ) — صفحة 129
مساهمون: منذر حكيم
ص١٢٩