قابل ملاحظه است ( در مقايسهاى كه عمر انجام داد ) هيچگونه شباهتى بين غيبت حضرت موسى عليه السّلام و وفات پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و إله و سلم وجود نداشت ولى عملكرد بعدى عمر ، از پافشارى وى بر اين مقايسه ، پرده برمىدارد .
آرى ! عمر همچنان در تبوتاب بود تا ابو بكر از منطقهء « سنح » آمد و وارد خانهء رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم شد و پارچه از چهرهء مبارك پيامبر برگرفت و به سرعت از خانه بيرون رفت و گفت : مردم ! آنان كه محمد را مىپرستند بدانند كه وى از دنيا رفته و آنان كه خدا را مورد پرستش قرار مىدهند آگاه باشند كه خداوند زنده است و هرگز نمىميرد و اين آيهء شريف را تلاوت كرد :
وَ ما مُحَمَّدٌ إِلَّا رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ
اينجا بود كه جوشوخروش عمر فرونشست و مدعى شد كه به وجود چنين آيهاى در قرآن كريم توجه نداشته است « 1 » .
ابو بكر و عمر به مجرد اينكه خبر يافتند در سقيفه گردهمايى اضطرارى در مورد جانشينى پس از رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم تشكيل شده ، با فراموش كردن جانشينى على بن ابى طالب عليه السّلام و بيعتى كه خود ، با او كرده بودند و بىآنكه از اين اهانت ، كه جنازه مقدس رسول خدا را رها ساختهاند ، پرواكنند ؛ با جمعى از همدستان خود بهسرعت به سقيفه بنى ساعده شتافتند .
ولى على بن ابى طالب عليه السّلام و خاندانش به امور دفن پيكر مطهر رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم مشغول بودند ، على عليه السّلام جسم شريف پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و سلم را از زير لباس غسل داد و عباس بن عبد المطلب و پسرش فضل او را در اين كار همراهى مىكردند . امير مؤمنان عليه السّلام در حال غسل دادن فرمود : « پدر و مادرم فدايت ، در زندگى
هامش
( 1 ) . طبقات كبرى 2 / بخش دوم 53 - 56 .