به خدا ! چنين چيزى هرگز امكانپذير نيست . مطعم بن عدى بن نوفل اظهار داشت : اى ابو طالب ! به خدا سوگند ! پيشنهاد قومت بسيار منصفانه بود ، ولى تو هرگز آن را نخواهى پذيرفت . ابو طالب در پاسخ گفت : به خدا سوگند ! آنها از در انصاف وارد نشدند ، ولى تو قصد دارى مرا ( با پذيرش اين كار ) به ذلّت بكشانى و قريش را بر ضد من بشورانى ، اينك هرچه مىخواهى انجام ده . « 1 »
قريش با شنيدن اين سخن ، اطمينان حاصل كرد كه براى راضىكردن ابو طالب جهت دست برداشتن از رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم راهى وجود ندارد . ابو طالب وقتى به بدانديشى آنها پىبرد براى تضمين سلامت وجود مقدس برادرزادهء خود و استمرار گسترش رسالتش ، بهسرعت در پى اتخاذ تدابيرى پيشگيرانه برآمد . ازاينرو ، بنى هاشم و بنى عبد المطلب را براى جلوگيرى از سوءقصد به جان رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم و حفظ و حراست از وجود مبارك وى ، فراخواند . همهء آنان بهجز ابو لهب به دعوت او پاسخ مثبت دادند . ابو طالب با ستودن موضعگيرى بنى هاشم ، آنها را تشويق نمود و براى ادامهء حمايت و پشتيبانى از پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و إله و سلم در آنها ايجاد انگيزه كرد . « 2 »
موضعگيرى قريش در برابر رسالت و پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و سلم
با گذشت چهار سال از نهضت نبوى ، آيات فراوانى از قرآن كريم نازل گرديد ، كه بيانگر عظمت توحيد و خداشناسى و دعوت به حق و اعجاز بلاغت قرآن بود و مخالفان پيامبر را بيم داده و تهديد مىكرد . اين آيات بر سر زبانها افتاد و در دل مؤمنان جاى گرفت و نزديكان و دوستان مجذوب شنيدن و فرا گرفتن آن شدند .
از آنجا كه بلاغت ، در روح و روان مردم تأثير بسزايى داشت ، قريش با
هامش
( 1 ) . تاريخ طبرى 2 / 409 ؛ سيرهء نبوى 1 / 286 .
( 2 ) . همان 2 / 410 ؛ همان 1 / 269 .