116 - بىنيازى چه يار خوبى براى پرهيزگارى است !
117 - مجازات ستمكارى از هر كيفرى سريعتر مىرسد .
118 - هديه دادن بر سه گونه است : هديه در مقابل هديه ، هديهء ساخت و ساز ، و هديهء براى خدا ( به قصد قربت ) .
119 - خوشا به حال كسى كه لذّت نقد را براى موعودى كه نديده است ترك گويد .
120 - كسى كه فردا را از عمر خود بشمارد ياد مرگ را كنار گذاشته .
121 - چگونه خواهيد بود آنگاه كه زنانتان فاسد و جوانانتان تبهكار گردند ؛ با اين حال امر به معروف و نهى از منكر را ترك گوئيد ؟ ! عرض شد : آيا اين گونه خواهد شد اى رسول خدا ؟ ! فرمود : آرى و بدتر از اين هم ، چگونه باشيد آنگاه كه أمر به منكر و نهى از معروف كنيد ؟ ! عرض شد : اى رسول خدا اين گونه خواهد شد ؟ ! فرمود : آرى و بدتر از اين هم ، چگونه خواهيد بود آنگاه كه معروف را زشت ، و منكر را نيكو دانيد ؟ !
122 - چون فال بد زدى اعتنا مكن ، و هر گاه شك كردى داورى مكن ، و چون رشك بردى ستم مكن .
123 - از امّت من نه چيز برداشته شده : اشتباه ، فراموشى ، آنچه بىاختيار بر آن وادار شوند ، آنچه نمىدانند ، آنچه توانش را ندارند ، آنچه بدان ناچار شدهاند ، حسد « 1 » ، فال بد زدن ، وسوسه در انديشهء در كار خلقت ، تا هنگامى كه لب و زبان
هامش
« 1 » ظاهرا مراد از برداشته شدن حسد آن حسدى است كه آشكارش نكند ، همچنان كه در حديث آمده است كه : « إنّ المؤمن لا يظهر الحسد »
يعنى : مؤمن حسد را آشكار نمىسازد . و به نظر ميرسد جملهء : « ما لم ينطق بشفة و لا لسان »
قيدى براى سه مورد آخرى باشد ، و در تاييد اين مطلب در كتاب كافى ( ج 2 ص 463 ) روايتى آمده است كه : « رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و إله و سلَّم فرمود : نه خصلت از امّت من برداشته شده : خطا ، فراموشى ، آنچه ندانند ، آنچه نتوانند ، آنچه بدان توانائى ندارند ، آنچه بناخواه ( با زور ) بر آن وارد شوند ، طيره ، وسوسه در تفكّر ( و انديشهء ) در آفرينش ، و حسد در صورتى كه به زبان يا دست آشكار نشود « ، و احتمال دارد مراد از » انديشه در وسوسه « وسوسههاى شيطانى در انديشه كردن در حالات مردم ، و بدگمانى به آنان در آنچه از ايشان مشاهده كند ، ولى بايد به اين گمان بد خود در بارهء مردم حكم نكند ، و آن را آشكار نساخته و به موجب آن عمل نكند .