تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحف العقول عن آل الرسول ( ص ) ( فارسي ) — صفحة 382

مساهمون:

ص٣٨٢
بدينسان پروردگارمان فاطمه را برگزيد و پاك گردانيد و بر زنان جهانيان - بواسطهء حسن و حسين دو آقاى جوانان بهشتى - برترى و مزيّت بخشيد . و هارون - در حالى كه بر آشفته و سخن امام عليه السّلام محزونش ساخته بود - به او گفت : شما از كجا قائل به اين گفتاريد كه انسان چون خمس را به اهلش نرساند از ناحيهء مادران و پدران [ نطفه اش ] فاسد مىشود ؟ ! امام عليه السّلام فرمود : اين مسأله اى است كه هيچ يك از حاكمان جز تو اى امير از آن پرسش نكرده‌اند ، و نه تيم و عدى و نه بنو أميّه . و نيز هيچ كدام از پدران من در بارهء اين موضوع سؤال نشده‌اند ، تو نيز افشاى آن را از من مخواه ، گفت : پس اگر به من خبر رسيد كه اين مطلب را فاش ساخته اى از امانى كه به تو داده‌ام منصرف خواهم شد ، فرمود : اين حقّ براى تو است ، گفت : راستى زنادقه در اسلام و در ميان مسلمانان افزون گشته‌اند ، و اين افراد زنديق بنا بر گزارشاتى كه به ما رسيده وابستگان شما هستند ، بنا بر اين زنديق در نزد شما خاندان چه كسى است ؟ فرمود : زنديق افراد منكر خدا و رسولند ، همانها كه با خدا و رسولش دشمنى و مخالفت مىكنند ، خداوند فرموده : * ( لا تَجِدُ قَوْماً يُؤْمِنُونَ بِالله وَالْيَوْمِ الآخِرِ يُوادُّونَ مَنْ حَادَّ الله وَرَسُولَه وَلَوْ كانُوا آباءَهُمْ أَوْ أَبْناءَهُمْ أَوْ إِخْوانَهُمْ أَوْ عَشِيرَتَهُمْ ) * - إلى آخر الآية : « نيابى مردمى را كه به خداى و روز واپسين ايمان آورده‌اند با افرادى كه با خداى و رسولش دشمنى و مخالفت كرده‌اند دوستى كنند اگر چه پدران يا پسران يا برادران يا خويشانشان باشند - تا پايان آيه . مجادله : 22 « ، و ايشان همان افراد ملحدند كه از يكتاپرستى به الحاد گرائيده‌اند . هارون الرّشيد گفت : به من بگو نخستين فردى كه به الحاد گرائيد و زنديق شد چه كسى بود ؟ فرمود : ابليس ملعون در عالم بالا نخستين كسى بود كه به الحاد گرائيده و زنديق شد ، خود را بزرگ يافت و بر حضرت آدم عليه السّلام - برگزيده و همراز خدا - با اين سخنان به خود باليد و مباهات كرد كه : * ( أَنَا خَيْرٌ مِنْه خَلَقْتَنِي مِنْ نارٍ وَخَلَقْتَه مِنْ طِينٍ ) * : « مرا از آتش آفريدى و او را از گل - اعراف : 12 » ، پس [ با اين سخنان ] از فرمان پروردگارش سرپيچيد و ملحد شد ، و نژادش الحاد را تا روز رستاخيز به ارث بردند ، هارون گفت : مگر ابليس ؛ نژادى هم داشت ؟ فرمود : آرى ، مگر اين سخن خدا را نشنيده اى كه فرموده : * ( إِلَّا إِبْلِيسَ كانَ مِنَ الْجِنِّ فَفَسَقَ عَنْ أَمْرِ رَبِّه أَ فَتَتَّخِذُونَه وَذُرِّيَّتَه أَوْلِياءَ مِنْ دُونِي وَهُمْ لَكُمْ عَدُوٌّ بِئْسَ لِلظَّالِمِينَ بَدَلًا ، ما أَشْهَدْتُهُمْ خَلْقَ السَّماواتِ وَالأَرْضِ وَلا خَلْقَ أَنْفُسِهِمْ وَما كُنْتُ مُتَّخِذَ الْمُضِلِّينَ