تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحف العقول عن آل الرسول ( ص ) ( فارسي ) — صفحة 273

مساهمون:

ص٢٧٣
بزرگى است ؟ ! ! اى دارندگان هيكل زيبا ، و اى شتران در گرد آب زانو زده ، چه شده كه من جسمتان را آباد بينم و دلهاتان را ويران ؟ ! به خدا سوگند اگر آنچه را كه با آن مواجه خواهيد شد ، و آنچه سرانجام كارتان است بنگريد [ با اشاره به آيهء 27 سورهء انعام ] خواهيد گفت : * ( يا لَيْتَنا نُرَدُّ وَلا نُكَذِّبَ بِآياتِ رَبِّنا وَنَكُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ ) * ، يعنى : « اى كاش [ به دنيا ] بازگردانده شويم و آيات پروردگارمان را دروغ نشماريم و از مؤمنان باشيم » ، خداوند جليل [ در همان سوره آيهء 28 ] فرمايد : * ( بَلْ بَدا لَهُمْ ما كانُوا يُخْفُونَ [ مِنْ قَبْلُ ] وَلَوْ رُدُّوا لَعادُوا لِما نُهُوا عَنْه وَإِنَّهُمْ لَكاذِبُونَ ) * ، يعنى : « [ چنين نيست ] بلكه آنچه [ پيش از اين ] پوشيده و نهان مىداشتند بر آنها پديدار شده و اگر [ به دنيا ] بازگردانده شوند بىگمان بدان چه از آن نهى شده‌اند باز گردند ، و براستى آنان دروغ مىگويند » .

سخنانى كوتاه از امام باقر عليه السّلام در زمينه‌هاى : - پند ، حكمت ، زهد و امثال آن -

1 - با فرد منافق ، به زبان سازش كن ، و شخص مؤمن را قلبا دوست بدار ، و اگر فردى يهودى با تو همنشين شد ، با او به خوبى مجالست كن . 2 - هيچ چيز نيكوتر از آميختگى حلم و بردبارى با علم و دانش نيست . 3 - كمال واقعى : فهم و دريافت دين است ، و صبر و پايدارى در برابر بلا و گرفتارى ، و ارزيابى مخارج زندگى . 4 - به خدا سوگند كه فرد متكبّر با رداى خدا كشمكش دارد ( يعنى : متكبّر پيوسته با كبر و بزرگمنشى كه رداى و روپوش خدا است دعوا دارد ) . 5 - روزى آن حضرت عليه السّلام از اطرافيانش پرسيد : مروّت ( جوانمردى ) چيست ؟ در جواب حرفهائى زدند و سخنها گفتند ، پس خود امام عليه السّلام فرمود : مروّت يعنى : طمع مبندى كه خوار شوى ، و اظهار نادارى نكنى كه تهيدست شوى ، و بخل مورزى كه ناسزايت گويند ، و نادانى نكنى كه بدخواه و دشمنت گردند ، از آن حضرت عليه السّلام پرسيدند : چه كسى قادر بر انجام اين مهمّ است ؟ فرمود : آن كس كه ميل دارد همچون باصرهء ديده عزيز ، و بسان مشك ؛ سرآمد عطرها ، و در پايه و مرتبهء خليفهء روزگار شما باشد . 6 - روزى شخصى در حضور آن حضرت عليه السّلام گفت : « خداوندا ! ما را از تمام خلقت بىنياز فرما » ، امام باقر عليه السّلام خطاب به دو فرمود : اين گونه مگو ، بلكه بگو :