است و بر حذر ، كه براستى خداى عزّ و جلّ مىفرمايد : * ( حَتَّى إِذا جاءَ أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ قالَ رَبِّ ارْجِعُونِ ، لَعَلِّي أَعْمَلُ صالِحاً فِيما تَرَكْتُ ) * ، يعنى : « تا چون يكى از ايشان را مرگ فرا رسد گويد : پروردگارا مرا بازگردانيد « 1 » ، شايد در آنچه واگذاشتهام كار نيك و شايسته اى كنم - مؤمنون : 99 و 100 » ، از اين رو مىبايد هر كدام از شما نفس خود را همانند فردى بداند كه [ پس از مرگ ] به دنيا بازگشته ، و بر تقصير و كوتاهى بر كردار شايسته براى روز تهيدستى و فقر ، نادم و پشيمانست .
اى بندگان خدا ، بدانيد آن كس كه از شبيخون در هراس باشد از بستر خواب كناره مىگيرد و از خوابيدن مىگذرد ، و از ترس سلطهء دنيا پرستان تا حدّى از خوردن و نوشيدن خوددارى مىكند . واى بر تو اى فرزند آدم ! پس چگونه اى از هراس شبيخون خداوند صاحب عزّت ، با گرفتن و مؤاخذهء دردناك و شبيخون او بر جماعت نافرمان و گناهكار ، همراه با مرگهاى ناگهانى شب و روز ؟ ! ، پس اين همان شبيخونى است كه نه راه خلاص و نجاتى دارد ، و نه پناهگاهى و نه گريزگاهى ! پس اى مؤمنان همچون هراس [ اهل يقين و ] پرهيزگاران از بازخواست الهى بترسيد ، كه براستى خداوند [ در سورهء ابراهيم ذيل آيهء 14 ] مىفرمايد : * ( ذلِكَ لِمَنْ خافَ مَقامِي وَخافَ وَعِيدِ ) * ، يعنى : « اين براى آن كس است كه از ايستادن در برابر من [ براى حسابرسى ] بترسد و از بيم كردن من بهراسد » . پس از خوشيهاى نقد دنيا و فريب و آسيبش بر حذر باشيد و هوشيار ، و سرانجام زيانبار ميل به دنيا را بخاطر آوريد ، كه بىشكّ زيور و پيرايهء دنيا فتنه است و دل دادن بدان گناه .
و بدان - واى بر تو - اى فرزند آدم كه براستى شدّت پرخورى ، سرشت آرزو داشتن ، و مستى سيرى ، و غفلت دارائى از جمله چيزهائى است كه از كار و تلاش باز ميدارد و حركت آن را كند مىسازد ، و ذكر را به فراموشى مىسپارد و از توجّه به مرگ منحرف مينمايد ، تا اينكه گويا فرد گرفتار دوستى دنيا داراى يك گيجى و سرگشتگى همچون مستى شراب است . و يقينا كسى كه به خدا مىانديشد و از او در
هامش
« 1 » در اينكه چرا فعل « ارجعون » به صورت جمع آمده در حالى كه خطاب با فرد است نه با جماعت ، و بنا بر قواعد بايد « ارجعنى » باشد گويند : اين بدان خاطر است كه شخص معصيت كار و كافر در آن حال خود را باخته و بجاى اينكه يك بار بگويد : « ربّ ارجعني » مكرّر مىگويد : « ربّ ارجعني ربّ ارجعني ربّ ارجعني » ، و فصحا و سخن پردازان در نقل چنين كلامى تنها يك جمله نقل مىكنند لكن به صورت جمع . ( استاد غفّارى )