ماده موارد زيادى در نهج آمده است ، در وصف متقين فرموده است : « كبر الخالق فى انفسهم فصغر ما دونه فى اعينهم » خ 193 .
دربارهء اعراض كنندگان از جهاد فرموده : « فمن تركه رغبة عنه ، . . . ديّث بالصغار و القمائة » خ 27 69 هر كه جهاد را از روى اعراض ترك كند ذليل مىشود با خوارى و حقارت .
صغار ( مثل رجال ) جمع صغير است چنان كه فرموده : « من عظَّم صغار المصائب ابتلاه الله بكبارها » حكمت 44 « استصغار » كوچك دانستن دربارهء اهل بيت عليهم السلام فرموده : « الم اعمل فيكم بالثقل الاكبر و اترك فيكم الثقل الاصغر » خ 87 120 آيا به ثقل اكبر ( قرآن مجيد ) در ميان شما عمل نكردم و آيا ثقل اصغر ( اهل بيت ) را در ميان شما نمىگذارم ، منظور حسنين عليهما السلام و نه امام ديگر است
صغو ميل و انحراف :
« صغت النجوم صغوا : مالت للغروب »
اصغاء به معنى گوش دادن و استماع ، در حقيقت ميل كردن گوش است به طرف گوينده .
شش مورد از اين ماده در « نهج » به كار رفته است در رابطه با شوراى شش نفر كه سعدوقاص به آنحضرت رأى نداد فرمود : « فصغا رجل منهم لضغنه و مال الآخر لصهره مع هن و هن » خ 3 49 مردى از آنها ( سعد وقاص ) از من منحرف شد به علت عداوتى كه به من داشت و ديگرى ( عبد الرحمن بن عوف كه شوهر ناخواهرى عثمان بود ) به علت داماد بودن به طرف ديگر ميل كرد با قضاياى ديگرى كه خوب نيست بگويم .
دربارهء عقيل كه از بيت المال مىخواست فرموده : « فاصغت اليه سمعى » خ 224 346 به مالك اشتر مىنويسد : « و انمّا عماد الدين . . . العامّة من المسلمين فليكن صغوك لهم و ميلك معهم » نامهء 53 429 ستون دين عامّه مردم از مسلمين است توجّه تو به آنها و ميلت با آنها باشد
صفح اصل صفح به معنى جانب و روى چيز است مثل صفحهء صورت و صفحهء سنگ . اعراض كردن را صفح گويند كه شخص صفحهء صورت خويش را از كسى يا چيزى بر مىگرداند . صفح به معنى اغماض و ناديده گرفتن نيز از آنست ، راغب گويد : صفح از عفو ابلغ است . مصافحه آنست كه صفحه دست دو نفر يكديگر را ملاقات مىكند « تصفّح » صفحه صفحه جستجو كردن و تأمّل كردن .
از اين ماده موارد زيادى در « نهج » آمده است دربارهء طاووس فرموده :