پرندگان به امر خدا مسخّر و مطيعند ، پرها و نفسهاى آنها را تا آخر شمرده و پاهاى آنها را در رطوبت ( آب ) و خشكى ثابت كرده است . ظاهرا مراد آن است بعضى از پرندگان پايشان در آب ثابت است و در آن مىماند مانند اردك و غيره و بعضى راه نمىروند مگر در خشكى
« الصفا اليابس » خ 185 سنگ محكم
« الحجر اليابس : الصلب »
يتم يتم آن است كه پدر كودكى قبل از بلوغ او بميرد و در حيوانات آن است كه مادرش بميرد ، پس
يتيم در انسان به معنى پدر مرده و در حيوانات مادر مرده است ، جمع آن يتامى و ايتام آيد ، آن به صورت جمع و مفرد چهار بار در « نهج » آمده است چنان كه فرموده : « اللَّه اللَّه فى الايتام فلا تغبّوا افواههم و لا يضيعوا بحضرتكم » نامهء 47 421 ، خدا را خدا را در يتيمان ، دهان آنها را يك روز باز كرده و يك روز نبنديد و در محضر شما ضايع نشوند ، يعنى طورى نباشد كه يك روز طعام پيدا كنند و يك روز گرسنه بمانند .
يد دست . آن در اصل « يدى » با ياء است ، جمع آن ايدى است ، به طور استعاره در نعمت ، حيازت ، يد مغوله به معنى بخل ، مباشرت و نيرو به كار مىرود ، موارد زيادى از آن در « نهج » آمده است . « و انّما الاجر فى القول باللسان و العمل بالايدى و الاقدام » حكمت 42 « ايادى سبا » كلمهاى است كه معناى ديگرى دارد ، امام صلوات اللَّه عليه در مقام سلامت به ياران خود فرموده : « و أحثّكم على جهاد اهل البغى فما آتى على آخر قولى حتى اراكم متفرّقين ايادى سبا » خ 97 142 يعنى متفرق مىشويد مانند دستهاى ( اولاد ) سبا ، تفصيل آن در « سبا » گذشت .
يسر آسانى . « تيسّر - استيسار » به معنى آسان بودن و مقدور بودن است ، مواردى از آن در « نهج » آمده است ، دربارهء دنيا فرموده : « فعيشك قصير و خطرك يسير و املك قصير » حكمت 77 زندگانىات كوتاه ، مقامت ناچيز و آرزويت كوتاه است ، و نيز فرمايد :
« يأتى على الناس زمان عضوض يعضّ الموسر فيه على ما فى يديه و لم يؤمر بذلك » حكمت 468 براى مردم زمانى مىآيد سخت ، انسان ثروتمند در آن زمان آنچه در دست دارد محكم نگاه مىدارد و بخيل مىشود « موسر » غنى و