مىشوى در ورطهء ظلمانى .
ورع ( مثل عقل و شرف ) خود نگهدارى از معاصى :
« ورع ورعا و وراعة : كفّ عن المعاصى و الشبهات »
« ورع » ( مثل خشن ) وصف آن است
« اروع » از باب افعال نيز بدان معنى است
مواردى از آن در « نهج » آمده است ، چنان كه فرموده : « و لا ورع كالوقوف عند الشبهة » حكمت 113 تقوائى مانند ايستادن و خود نگهدارى در وقت شبهه نيست ، به عثمان بن حنيف نوشته : « اعينونى بورع و اجتهاد » نامهء 45 ، مرا يارى كنيد با تقوى و تلاش در راه خدا . « اين المتورّعون فى مكاسبهم » خ 129 187 يعنى ورع كنندگان در كسبهاى خود .
ورق ( مثل شرف ) برگ .
« ورق » ( مثل كتف ) پول نقره
مواردى از آن در « نهج » آمده است ، دربارهء نماز فرموده : « و انّها لتحّت الذنوب حتّ الورق و تطلقها اطلاق الربق » خ 199 316 « حتّ » لازم و متعدى هر دو آمده است يعنى نماز گناهان را مىريزد مانند ريختن برگ ، و گناهان را رها مىكند مانند رها كردن از بندها . رجوع شود به « ربق » دربارهء باد و سرماى پائيز و بهار فرموده : خودتان از اول سرما ( سرماى پائيزى ) حفظ كنيد و خود را در معرض آخر آن قرار بدهيد كه اوّل آن مىسوزاند و آخر آن مىروياند : « اوّله يحرق و آخره يورق » حكمت 128 و در
حكمت 381 فرموده : « فاخزن لسانك كما تخزن ذهبك و ورقك فربّ كلمة سلبت نعمة و جلبت نقمة » زبانت را چنان نگاه دارد كه طلا و نقرهات را نگاه مىدارى اى بسا كلمهايكه نعمتى را سلب و بلائى را جلب كرده است .
ورى مواراة : پوشاندن و مستور كردن
« توارى » : مستور شدن
ايراء : آتش افروختن مواردى از آن در « نهج » آمده است ، در رابطه با خداوند تعالى فرموده : « الحمد لله الذى لا توارى عنه سماء سماء و الارض ارضا » خ 172 247 ، حمد خدائى را كه آسمانى آسمانى را از او نپوشاند و نه زمينى زمينى را مستور مىكند . انس بن مالك از رسول خدا صلى الله عليه و آله شنيده بود كه به طلحه و زبير