تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مفردات نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 622

مساهمون:

ص٦٢٢
خواندن شتربان ناقه‌هاى خود را . و نيز فرموده : « و استراح قوم الى الفتن و اشالوا عن لقاح حربهم » خ 150 209 ، قومى به طرف فتنه‌ها رفتند و از بارور كردن جنگ خود ، دست برداشتند ، در برخى نسخه‌ها « اشتالوا » است يعنى بلند شدند و خود را كنار كشيدند و شايد به معنى اعراض باشد
شوه قبيح شدن : « شاه وجهه شوها : قبح » دو مورد از آن در « نهج » ديده مىشود ، دربارهء فتنهء بنى اميّه فرموده : « ترد عليكم فتنتهم شوهأ مخشّية و قطعا جاهلية » خ 93 138 فتنهء بنى اميّه به شما وارد مىشود بد منظر و ترسناك و مانند تكَّه‌هاى جاهليت . در وصف حاجيان فرموده : « قد نبذوا السرابيل وراء ظهورهم و شوّهوا باعفاء الشعور محاسن خلقهم » خ 192 293 ، پيراهنها را به پشت انداخته و با رهاكردن موها ، نيكيهاى خلقت خويش بد منظر كرده اند
شوى بريان كردن . اشواء : خطا كردن كه فقط يك بار در « نهج » ديده مىشود درباره شيطان فرموده : « فلا تكدى ابدا و لا تشوى احدا » خ 192 294 حيله‌هاى شيطان هيچ عاجز نمىشود و از كسى خطا نمىكند
شىء مصدر است به معنى خواستن و اراده كردن : « شائه يشائه شيئا : اراده » و نيز « شىء » اسم است يعنى هر چيزى كه علم به آن تعلَّق گيرد و از آن خبر داده شود ، جمع آن اشياء است ، موارد زيادى از آن در « نهج » آمده است چنان كه فرموده : « ما اضمر احد شيئا الَّا ظهر فى فلتات لسانه و صفحات وجهه » حكمت 26 ، انسان هيچ چيزى را در باطن مخفى نمىدارد مگر آنكه در ريخته‌ها و كلمات زبانش و در وجنات و قيافه اش آشكار مىشود « مشيّت » خواسته شده و اراده شده و آن فقط سه بار در « نهج » ديده مىشود دربارهء زهد خويش فرموده : « و ايم اللَّه - يمينا استثنى فيها بمشية اللَّه - لا روضنّ نفسى رياضة تهشّ معها الى القرص اذا قدرت عليه مطعوما . . . » نامهء 45 419 ، به خدا قسم ، قسم كه مشيت خدا را در آن استثنا مىكنم يعنى اگر خدا مانع كارم نشود ، نفس خويش را با تقوى چنان به رياضت وا مىدارم كه اگر قرص نانى پيدا كرد به آن شاد شود . و دربارهء خدا فرموده : « و انما صدرت الامور عن مشييته » خ 91 127