تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مفردات نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 1075

مساهمون:

ص١٠٧٥
در اقرب الموارد آمده : « ناء النجم نؤا : سقط فى المغرب مع الفجر . . . » و از اساس اللغة نقل كرده : « ناء النجم : سقط و ناء : طلع فيسمّى ذلك الطلوع و السقوط نوءا » نوء به معنى باران نيز آيد چنان كه در اقرب الموارد هست و نيز به معنى « وقت » به كار رود چنان كه در نهايه گفته است ، على هذا منظور از آن در كلام امام صلوات الله عليه معناى باران است يعنى « انواء » به معنى امطار و بارانها و يا به معنى اوقات است ، امّا آنچه ابن ابى الحديد و عبده و ديگران گفته‌اند . ساقط شدن كوكب از منازل بيست و هشتگانه ماه چنان كه عربها عقيده داشتند ، نمىتواند منظور آن حضرت باشد ، زيرا كه رسول خدا صلى الله عليه و آله آن را از كارهاى و امور جاهليت دانسته و فرموده است : « ثلاث من امر الجاهليّة : الطعن فى الانساب و النياحة و الانواء » ( نهايه ) معنى كلام حضرت چنين است : پاك منزّه است خدائى كه مخفى نمىماند بر او سياهى شب تاريك و برگى كه مىريزد و آن را طوفان بارانها و باريدن آسمان در محل خودش اين طرف و آن طرف مىبرد .
نوب نوب اگر با « الى » باشد به معنى رجوع بعد از رجوع است : « ناب اليه : رجع اليه مرّة بعد اخرى » انابه نيز به همان معنى است حادثه را نائبه گويند كه شأن آن پى در پى بودن است ، انابه به خدا برگشتن به سوى خداست با توبه و اخلاص عمل ، مواردى از آن در « نهج » آمده است ، در جائى فرمايد : « الكفر على اربع دعائم على التعمّق و التنازع . . . فمن تعمّق لم ينب الى الحقّ . . . » حكمت 31 ، تعمّق غلوّ در طلب حق و تبعيّت از اوهام است كه نوعى وسواس مىباشد ، مىفرمايد هر كس تابع اوهام باشد به حق بر نمىگردد . درباره مرگ عباد الله الصالحين فرموده : « فامّا اهل طاعته فاثابهم بجواره و خلَّدهم فى داره . . . لا تنوبهم الافزاع و لا تنالهم الاسقام » خ 109 162 يعنى ترسها به آنها بر نمىگردد ، و مرضها به آنها راه نمىيابد . نائبه : حوادث ناگوار كه به انسان بر مىگردد ، چنان كه فرموده : « لا ينال امرء من غضارتها رغبا الَّا ارهقته من نوائبها تعبا » خ 111 165 ، كسى از طراوت دنيا به آرزوئى نمىرسد مگر آنكه دنيا از نوائب خود رنجيرا بر او مىپوشاند .