و امسك الفضل من لسانه » حكمت 123 در وصف منافقان فرموده : « يتوصّلون الى الطمع باليأس يقيموا به اسواقهم و ينفقوا به اعلاقهم » خ 194 308 « نفاق » به معنى رواج و ضدّ كساد آيد :
« نفق البيع نفاقا : راج »
اعلاق جمع علق به معنى چيز نفيس است ، يعنى از راه يأس به طمع متوصّل مىشوند ، تا بدان وسيله بازار خود را گرم كنند ، و چيزهائى را كه نفيس مىدانند رواج دهند . « لا يجبّك منافق » در « صبب » گذشت از رسول خدا صلى الله عليه و آله در نامهء محمد بن ابى بكر نقل كرده كه فرموده است : « انّى لا اخاف على امّتى مؤمنا و لا مشركا . . . و لكنّى اخاف عليكم كلّ منافق الجنان عالم اللسان يقول ما تعرفون و يفعل ما تنكرون » نامهء 27 385 امام صلوات الله عليه در خ 194 307 ، منافقان را به احسن وجه تعريف فرموده و حدود سى و نه صفت از اوصاف آنها را بيان كرده و در آخر مىفرمايد « فهم لمة الشيطان و حمة النيران اولئك حزب الشيطان الا انّ حزب الشيطان هم الخاسرون » آنها گروه شيطان و شعلهء آتش جهنمند .
نفل ( مثل عقل ) زيادت ، نماز نافله را از آن نافله گويند كه زايد بر واجب است ، نفل به معنى عطيّه نيز آيد ،
راغب در مفردات گويد : نفل ( مثل شرف ) به معنى غنيمت است و چون عطيه خدائى است آن را نفل و انفعال گفته اند
نافله هم به معنى عطيّه است و هم به معنى نماز نافله ، غنائم و اموال عمومى را انفال گفتهاند كه زائداند بر آنچه مردم مالك شدهاند و نيز عطيّهاند از جانب خدا ، اين لفظ همه اش سه بار در « نهج » آمده است .
چنان كه فرموده : « لا قربة بالنوافل اذا اضرّت بالفرائض » حكمت 39 ، با كارهاى مستجى تقرب به خدا حاصل نمىشود آنگاه كه به واجبات ضرر بزنند ، يعنى اگر عمل به مستحب انسان را از عمل به واجب باز دارد صحيح نيست .
و نيز فرموده : « اذا اضرّت النوافل بالفرائض فارفضوها » حكمت 279 و باز فرمايد : « انّ للقلوب اقبالا و ادبارا فاذا اقبلت فاحملوها على النوافل و اذا ادبرت