تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مفردات نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 1007

مساهمون:

ص١٠٠٧
96 141 ، مراد خانواده آن حضرت از بنى هاشم است ، جملهء « منابت الشيح . . . » در « شيح » گذشت
نبذ انداختن چيزى از روى بىاعتنائى ، بعضىها مطلق انداختن گفته‌اند . مواردى از آن در « نهج » آمده است ، دربارهء قرآن فرموده : « و لن تمسّكوا به حتى تعرفوا الذى نبذه . . . » خ 147 206 هرگز به قرآن تمسّك نخواهيد كرد مگر آنكه بشناسيد كسى را كه كتاب را به دور انداخته است . دربارهء اطاعت خويش فرموده : « و اعلموا انّكم ان اتبعّتم الداعى كفيتم مؤنة الاعتساف و نبذتم الثقل الفادح عن الاعناق » خ 6 241 بدانيد اگر از داعى حق تبعيت كنيد از انحراف نگاه داشته مىشويد و بارى را كه سنگينى مىكند از گردنها مىاندازيد . منابذه : مخالفت و مفارقت از روى دشمنى . دربارهء اينكه در صفين فرمانش را اطاعت نكردند فرمود : « فابيتم علَّى اباء المخالفين الجفاة و المنابذين العصاة . . . » خ 35 80 ، امتناع كردن از قبول حرف من ، مانند مخالفان جفا كار و دشمنان عاصى . و نيز در خ 36 80 آمده است . دربارهء لباس وصله دار خود فرمود : « و الله لقد رقّعت مدرعتى هذه حتى استحييت من راقعها و لقد قال لى قائل : الا تنبذها » خ 160 229 ، به خدا قسم آنقدر لباسم را گفتم وصله بزنند تا از وصله زن حيا كردم ، گوينده اى به من گفت : آيا اين لباس را كنار نمىاندازى نبيذ : شراب خرما . و آن فقط يك بار در « نهج » آمده است ، از رسول خدا صلى الله عليه و آله نقل كرده كه فرمود : « يا على انّ القوم سيفتنون باموالهم . . . فيستحلَّون الخمر بالنبيذ و السحت بالهديّة و الربا بالبيع » خ 156 220 شراب را نبيذ خوانده و حلال مىدانند ، و حرام و رشوه را با هديّه خواندن و ربا را با خريد و فروش حساب كردن حلال مىشمارند
نبر ( مثل عقل ) بلندكردن : « نبر الشىء : رفعه » منبر را از آن منبر گويند كه از آنچه در اطراف دارد بلند است و آن فقط يك بار در « نهج » آمده است ، در تقسيم