نيز گفتهاند : مال در نزد اهل باديه چهار پايان است ، راغب گويد : مال را از آن جهت مال گويند كه پيوسته مايل و زايل است ( و از كسى به كسى ميل مىكند ) موارد زيادى از آن در « نهج » آمده است ، براى نمونه در حكمت 254 مىفرمايد : « يا بن آدم كن وصىّ نفسك فى مالك و اعمل فيه ما تؤثر ان يعمل فيه بعدك » فرزند آدم وصىّ خودت باش و در مال خودت عمل كن آنچه را كه مىخواهى بعد از تو عمل كنند
ماء آب . اصل آن « موه » است به دليل آنكه جمعش امواه و مياه آيد ، موارد زيادى از آن به طور حقيقى يا كنايه اى در « نهج » آمده است ، چنان كه فرمايد : « ماء وجهك جامد يقطره السئوال فانظر عند من تقطره » حكمت 346 آبرويت نريخته است ، سئوال از ديگران آن را مىريزد ببين نزد چه كسى آبرويت را مىريزى
« اماهه » : رسيدن به آب :
« اماه اماهة : بلغ الماء »
در ملامت يارانش فرموده است گويند : بعد از ققل طلحه و زبير چنين گفت : « ما زلت انتظر بكم عواقب الغدر . . . حتى سترنى عنكم جلباب الدين . . . اقسمت لكم على سنن الحق فى جوادّ المضلَّة ، حيث تلتقون و لا دليل و تحتفرون و لا تميهون » خ 4 51 ، پيوسته عواقب غدر را براى شما انتظار مىكشيدم ، پردهء دين در اين كار ساتر بود ، براى هدايت شما در راههاى حق ايستادم در جادههاى گمراهى ، در مكانى كه به هم مىرسيديد ولى فائده اى نداشت چون بىدليل و بىراهنما بوديد ، چاه مىكنديد ولى به آب نمىرسيديد
تهويه به اشتباه انداختن . خبر دادن خلاف سؤال را . آن فقط يك بار در « نهج » آمده است « تحتمل تمويه الجهلاء » خ 192 295 : علَّتى كه اشتباه انداختن جاهلان را در نظر دارد
ميث ذوب شدن . پراكنده شدن . چهار مورد از آن در « نهج » آمده است ، از براى يارانش فرموده : « اللَّهم مث قلوبهم كما يماث الملح فى الماء » خ 25 67 ، خدايا قلبشان را ذوب كن چنان كه نمك در آب ذوب مىشود ، خدايا آن امام عليه السلام از دست ياران چه كشيده كه چنين فرموده است ، دربارهء نعمتهاى خدا فرموده : « و اللَّه لو انماثت قلوبكم انمياثا و سالت عيونكم من رغبة اليه . . . ما جزت اعمالكم عنكم . . . انعمه عليكم » خ 25 90 به خدا قسم اگر قلوبتان ذوب شود ذوب كامل ، و چشمهايتان