منّيه ( مثل سريّه ) مرگ . اصل ماده به معنى اندازه گيرى است مرگ را « منّيه » گويند كه اندازه گيرى شده است ، جمع آن منايا است بيست مورد از آن در « نهج » آمده است ، در مقام موعظه فرموده : « فكان قد علقتكم مخالب المنّية و انقطعت عنكم علائق الامنّية » خ 116 85 گوئى كه چنگالهاى مرگ بر شما چسبيده و روابط آرزوها قطع شده است و نيز فرمايد : « المنّية و لا الدنّية و التقّلل و لا التوّسل . من لم يعط قاعدا لم يعط قائما ، الدهر يومان يوم لك و يوم عليك » حكمت 396 يعنى مرگ را اختيار كردن نه خوارى و ذلَّت را ، با مال اندك ساختن نه توسّل به اين و آن ، هر كس به آسانى چيزى داده نشود به دشوارى داده نمىشود ( كار دست خداست ) روزگار دو روز است روزى براى تو و روزى بر عليه تو . . . و نيز فرمايد : « انّما المرء فى الدنيا غرض تنتضل فيه المنايا و نهب تبادره المصائب » حكمت 191 انسان در دنيا هدفى است كه تيرهاى مرگ به او مىرسد و در او ثابت مىماند و انسان غارت شده اى است كه مصائب پى در پى به او فرود مىآيد
منى ( مثل رضا ) محل مشهور در مكَّه معظمه و جايگاه قربانى و بيتوته و عبادت است و آن فقط يك بار در « نهج » ديده مىشود ، به فرمانداران دربارهء وقت نماز نوشته : « و صلَّوا بهم المغرب حين يفطر الصائم و يدفع الحاج الى منى » نامهء 52 426 ، نماز مغرب را براى مردم بخوانيد ، موقعى آدم روزه دار افطار مىكند ، و حاجى از عرفه به منى كوچ مىنمايد
مهج يكى از معانى مهجه ( مثل شبهه ) روح است كه فقط يك بار در « نهج » آمده است چنان كه در آمدن آخرت فرموده : « و ينفخ فى الصور فتزهق كل مهجة و تبكم كلّ لهجة » خ 195 310 ، به صور دميده مىشود ، هر روح از بدن مىرود و هر منطق از كار مىافتد
مهد آماده كردن :
« مهد الفراش : بسطه و وطَّاه »
و نيز به معنى آماده شده آيد ، مهاد : آماده شده . تمهيد : آماده كردن ، مواردى از آن در « نهج » آمده است « مهّد ارضه » خ 91 به معنى زمين را آماده براى زندگى كرد .
دربارهء مرگ فرمود : « و امهدوا له قبل حلوله و اعدّوا له قبل نزوله » خ 190 281