عكس آن است ، مواردى از هر دو نوع معنى در « نهج » آمده است . دربارهء بنى هاشم و بنى اميّه فرموده : « و هم اكثر و امكر و انكر و نحن افصح و انصح و اصبح » حكمت 120 بنى اميه زياد هستند و فريبكارتر و زشت كردار ، ما بنى هاشم فصيحتر در زبان و خير خواه تر و نيكو منظرتريم .
و نيز فرموده : « الفقيه كلّ الفقيه من لم يقنّط الناس من رحمة اللَّه . . . و لم يؤمنهم من مكر اللَّه » حكمت 90 منظور از مكر اللَّه عذاب خداست
مكَّه لفظ مكَّه زادها اللَّه شرفا دو بار در « نهج » آمده است ، در وصف رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله فرموده : « مولده بمكَّة و هجرته بطيبة علابها ذكره و امتّد منها صوته » خ 161 230 ، ولادتش در مكَّه و هجرتش در مدينه شده در آنجا آوازه اش بلند و دعوتش گسترش يافت .
به قثم بن عباس فرماندار مكَّه نوشت : « و مر اهل مكَّة ان لا يأخذوا من ساكن اجرا فانّ اللَّه سبحانه يقول سواء العاكف فيه و الباد » نامهء 67 458 ، به اهل مكَّه بگو از حجّاج كه به مكَّه مىآيند چيزى ( اجاره خانه اى ) نگيرند كه خداوند فرموده : مقيم و مسافر در آنجا يكى است ، فقهاء فتوى دادهاند كه اجاره دادن خانههاى مكَّه جايز نيست . ( واى بر سعوديهاى بىايمان )
مكن افعالى از اين ماده مشتّقند از قبيل امكن ، مكَّن تمكَّن و غيره كه همه به معنى قدرت و اقتدار و قدرت دادن به كار مىروند ، احتمال هست كه اصل همه از « كون » به معنى بود و هست باشد ، مواردى از آن در « نهج » آمده است به معاويه مىنويسد : « و يندم من امكن الشيطان من قياده فلم يجاذبه » نامهء 48 423 ، پشيمان خواهد شد آنكه شيطان را به كشيدنش امكان داد و با او منازعه نكرد
« مكين » داراى مكانت و منزلت و قدرت « قرار مكين » خ 163 رحم مادر است كه تمكن دارد براى تربيت نطفه و يا داراى عظمت و منزلت است
ملء ( مثل جسر ) مقدارى را گويند كه ظرفى را پر كند و به - فتح اول - پر كردن است خواه پر كردن با آب باشد با غير آن « املاء » : پر كردن « ملاء » ( مثل شرف ) جماعت و جماعت اشراف كه زمين يا چشم بينندگان را پر مىكنند . مواردى از آن