تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مفردات نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 909

مساهمون:

ص٩٠٩
ما بنى هاشم با شما آميزش كرده و مانند كفؤها و همپايه‌ها زن گرفتيم و زن داديم ، اين از عزّت قديمى ما و از فضيلت ما ، مانع نمىشود ، چون شما در فضيلت ما نيستيد و از كجا در فضيلت ما مىتوانيد باشيد حال آنكه از ما پيامبر مبعوث شده و شما مكذّب او بوده ايد
كلاء علف تر . جمع آن اكلاء است و اگر خشك باشد حشيش گويند . آن فقط يك بار در « نهج » آمده است و آن كلمهء : « و اخبرتهم عن الكلاء و الماء » خ 170 245 است كه در « عطش » مشروحا گذشت
كلب سگ . مواردى از آن در « نهج » آمده است به عمرو بن عاص دربارهء پيرويش از معاويه مىنويسد : « فانك قد جعلت دينك تبعا لدنيا امرء ظاهر غيّه مهتوك ستره . . . فاتبعت اثره و طلبت فضله اتباع الكلب للضرغام يلوذ بمخالبه و ينتظر ما يلقى اليه من فضل فريسته فاذهبت دنياك و آخرتك » نامه 39 411 ، تو دين خود را تابع مردى كرده اى كه ضلالتش آشكار و پرده اش برداشته شده ، مانند سگ كه به دنبال شير است ، به چنگالهاى او پناه مىبرد و منتظر باقى مانده طعمهء اوست . از رسول خدا صلى الله عليه و آله نقل مىكند كه فرمود : « ايّاكم و المثلة و لو بالكلب العقور » نامهء 47 422 بپرهيزيد از مثله كردن هر چند كه نسبت به سگ هار باشد فعل اين ماده به معنى حرص ، تنكى و بر هم سبقت گرفتن و نظير آن آيد ، آن حضرت به يكى از عموزادگان خود مىنويسد : « فلمّا رايت الزمان على ابن عمّك قد كلب و العدوّ قد حرب . . . قلبت لابن عمّك ظهر المجنّ » نامه 41 413 « كلبه » به ضمّ اوّل به معنى شدت و تنگى است « كلب » به فتح كاف و كسر لام به معنى خشونت و سركشى است ، يعنى چون ديدى كه دنيا بر پسر عمويت سركشى كرده و دشمن به جنگ آمده ، سپر خود را نسبت به او وارونه كرده و از طاعتش خارج شدى . دربارهء اهل دنيا فرموده : « يتنافسون فى دنيا دنيّة و يتكالبون على جيفة مريحة » خ 151 210 گويند : « تكالب القوم على الدنيا : اشتدّ حرصهم عليها كانّهم كلاب » يعنى براى دنياى پست مسابقه مىدهند و بر مردارى بد بو و متعفّن روى مىآورند و