فجع در اصل به معنى درد آوردن است :
« فجعه فجعا : اوجعه »
فجع آن است كه از بين رفتن چيزى عزيز انسان را به درد آورد « فاجعه » واقعهء دردآور ، مواردى از آن در « نهج » ديده مىشود ، درباره دنيا فرموده : « كم من واثق بها قد فجعته و ذى طمأنينة اليها قد صرعته » خ 111 165 چه بسا اعتماد كننده به دنيا كه دنيا او را به درد آورده و چه بسا اطمينان كننده كه دنيا او را به زمين زده است و دربارهء مردگان فرموده : « لا يخشى فجعهم و لا يخشى دفعهم » خ 111 166 كسى از درد آوردن آنها نمىترسد و از دفعشان باكى ندارد « راحت بعافية و ابتكرت بفجيعة » حكمت 131 روز را به شب رسانيد با عافيت و صبح كرد با حادثهء دردآور « فجايع الدنيا » نامهء 31 حادثههاى دردآور آن
فجو فجوه : جاى وسيع « الساحة الواسعة » و آن دو بار در « نهج » آمده است دربارهء اموات فرموده : « فاصبحوا فى فجوات قبورهم جمادا لا ينمون و ضمارا لا يوجدون » خ 221 339 در شكافهاى قبورشان جماد شدند كه نموّ نمىكنند و نهانها كه پيدا نيستند .
درباره ملائكه فرموده : « و بين فجوات تلك الفروج زجل المسبّحين منهم فى حظائر القدس » خ 91 128 در ميان ميدانهاى آن شكافها خروش ملائكه تسبيح كننده است كه در خطيرههاى قدس هستند
فحش كار بسيار زشت ،
ابن اثير در نهايه گويد : فحش و فاحشه و فحشاء هر قول و فعلى است كه قبح آن بزرگ باشد
بعضى مطلق قبح گفتهاند . و آن چند بار در « نهج » آمده است : « افحش الظلم » نامهء 31 يعنى قبحترين ظلم ، « ضيقا فاحشا » نامهء 53 تنگى آشكار
فحص فحص و تفحص : جستجو كردن
« فحص القطا التراب » يعنى محلى در آن براى تخم گذاشتن كند
اين لفظ سه بار در « نهج » آمده است ، در مقام موعظه فرموده ، : « عباد الله احذروا يوما تفحص فيه الاعمال و يكثر فيه الزلزال و تشيب فيه الاطفال » خ 157 222 بندگان خدا بترسيد از روزيكه اعمال وارسى و حساب و يا كشف مىشود و زلزله زياد مىگردد و اطفال پير مىشوند : * ( « يَوْماً يَجْعَلُ الْوِلْدانَ شِيباً » ) *