باب الفاء
فوأد قلب . « فأد » به معنى بريان كردن است ، قلب را از آن فوأد گويند كه در آن توّقد و دلسوزى هست ، به قولى علت اين تسميه تأثر و تحوّل قلب است كه « فأد » به معنى حركت و تحريك نيز آمده است ، مواردى از آن در « نهج » يافته است ، دربارهء رسول خدا صلى الله عليه و آله فرموده : « قد صرفت نحوه افئدة الابرار و ثنيت اليه ازّمة الابصار » خ 96 141 ، قلوب نيكان به طرف او برگشته شد و زمام بصيرتها و چشمها به سوى وى مايل گرديد
فال ضدّ شومى . و آن اين است مثلا پى كارى مىرود و آدم نيكوكارى روبرو مىآيد از آن فال مىزند و تيمّن مىكند ، كه ان شاء الله خير در پيش است و آن ضد تطيّر و فال بد زدن است و فقط يك دفعه در « نهج » آمده است در حكمت 400 فرموده : « العين حقّ و الرقّى حق و السحر حق و الفال حقّ . . . » يعنى اينها حقيقت و واقعيت دارند ، معلوم مىشود كه فال خوب اثر دارد و در پيشامدها اثر مىگذارد ، در روايات آمده كه رسول خدا صلى الله عليه و آله تفّأل مىكرد و تطيّر نمىكرد ، آنگاه كه در « حديبيّه » سهيل بن عمرو از طرف مشركين آمد ، حضرت از آمدن او تفأل كرد و فرمود : « قد سهّل الله عليكم امركم » بحار ج 20 ص 333
فئة گروه . دسته . در اقرب الموارد گويد : تاء آن عوض ازياء است كه در اصل « فأى » بوده ، و آن سه بار در « نهج » آمده است ، در يك كلام عجيبى فرموده : از من سئوال كنيد پيش از آنكه مرا از دست بدهيد ، به خدائى كه جانم در دست اوست