اذيت نكنند . . . شما نيز نگذاريد كسى به آنها آزار برساند « امّا بعد فانّى قد سيرّت جنودا هى مارّة بكم ان شاء اللَّه و قد اوصيتهم بما يجب للَّه عليهم من كفّ الاذى و صرف الشذى » كه منظور از « شذى » شرّ و ضرر زدن است .
شرب ( مثل قفل ) نوشيدن .
راغب گويد آن نوشيدن هر مايع است . آب باشد يا غير آن
« شرب » مثل علم به معنى حصّهء آب است « شراب » : نوشيدنى . « مشرب » مصدر ميمى و اسم مكان هر دو آيد ، از اين ماده موارد زيادى در « نهج » يافته است درباره مردگان فرموده : « سلطَّت الارض عليهم فيه فاكلت من لحولهم و شربت من دمائهم » خ 221 ، زمين در برزخ بر آنها مسلَّط شده ، گوشتشان را خورده و خونشان را نوشيده است .
شرج ( مثل عقل ) جمع كردن . گذاشتن بر روى يكديگر . داخل كردن بر يكديگر و بر وزن شرف به معنى دستگيره است مثل دستگيره آفتابه و غيره . از اين لفظ فقط دو مورد در كلام حضرت آمده است در وصف طاووس فرموده : « و من اعجبها خلقا الطاووس الذى اقامه فى احكم تعديل و نضَّد الوانه فى احسن تنضيد بجناح اشرج قصبه و ذنب اطال مسحبه » خ 165 236 « اشرج قصبه » يعنى نىها و پرهاى بال او را داخل هم كرده و كوتاه و بلند داخل هم شدهاند . يعنى و از اعجب آنها طاووس است كه خدا او را در محكمترين اعتدال بر پا داشته و رنگهاى او را در احسن نظم تنظيم كرده با بالهائى كه پرهاى آن را داخل هم كرده و با دمى كه بالا رفتنش را زياد كرده است .
در خلقت آسمان فرموده : « و ناداها بعد اذهى دخان فالتحمت عرى اشراجها و فتق بعد الارتتاق صوامت ابوابها » خ 91 128 . اشراج جمع شرج به معنى دستگيره هاست « عرى » نيز جمع عروه به معنى دستگيره است . گوئى هر جزء آسمان دستگيرهء جزء ديگر است و هر جزء آن جزء ديگرى را گرفته و نگاه مىدارد در قرآن مجيد آمده * ( « ثُمَّ اسْتَوى إِلَى السَّماءِ وَهِيَ دُخانٌ » ) * فصلت : 11 يعنى خداوند آسمان را كه دخان بود خواند ، در نتيجه دستگيرههاى دستگيره هايش بهم آمد ، و بعد از به هم آمدن ، درهاى بستهء آن را باز كرد .
شرح بسط و وسعت دادن :
« شرح الشىء : وسعه »
آن فقط يك بار در « نهج » آمده است در وصف رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله فرموده : « و اشهد ان محمدا عبده و