تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مفردات نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 680

مساهمون:

ص٦٨٠
جلاى وطن كردم و ميان دو شهر كوفه و بصره نشستم اين كارى است كه تو در آن حاضر نبوده اى چيزى بر تو نيست ، اعتذار از آن نيز متوجه تو نمىباشد « و ذكرت انّى قتلت طلحة و الزبير و شردّت عائشة و نزلت بين المصرين و ذلك امر غبت عنه فلا عليك و لا العذر فيه اليك » نامهء 64 454 ، جواب تحقير آميزى است . خطبهء 174 همه اش دربارهء طلحه و در انتقاد از اوست
طلحف به كسر اول و فتح دوم و سكون سوم و نيز به كسر اوّل و سكون دوم و فتح سوّم ) يعنى شديد و محكم . و آن فقط يك بار در « نهج » آمده است . در تعليم جنگ به يارانش فرمود : « و اذمروا انفسكم على الطعن الدعسىّ و الضرب الطلحفىّ و اميتوا الاصوات فانّه اطرد للفشل » نامهء 16 374 خودتان را ترغيب كنيد به نيزه زدنى كه در درون نفوذ كند و ضربتى كه ضربت شديد باشد ، صدايتان را خاموش كنيد كه آن سستى را طرد مىكند ، در ذيل خطبه فرموده : به خدا قسم اين دشمنان اسلام نياورده بلكه به ناچار تسليم شده‌اند كفر را در باطن خويش پنهان كردند و چون يارانى يافتند آن را آشكار نمودند
طلع طلوع و مطلع : آشكار شدن . « طلع الشمس طلوعا و مطلعا : ظهرت » راغب گويد : از باب استعاره به معنى آمدن . رو كردن و دانستن آيد موارد زيادى از آن در « نهج » آمده است ، به ابن عباس كه فرماندار بصره بود نوشت : خبر دادند كه به بنى تميم بد رفتارى و تندى مىكنى بنى تميم كسانى هستند كه ستاره اى از آنها غروب نكرده مگر آنكه ستارهء ديگرى از آنها آشكار شده است و كسى در شدت و استقامت در جنگ به آنها نرسيده نه در جاهليّت و نه در اسلام . « و لقد بلغنى تنمرّك لبنى تميم و غلظتك عليهم و انّ بنى تميم لم يغب لهم نجم الَّا طلع لهم آخر و انّهم لم يسبقوا بوغم فى جاهلية و لا اسلام » نامه 18 376
اطلاع ظاهر شدن و آگاه كردن ، لازم و متعدى هر دو آمده است مردى از ياران آن حضرت ساختمان بزرگى ساخت امام عليه السلام فرمود : « اطلعت الورق رؤوسها انّ البناء يصف لك الغنى » حكمت 355 يعنى پولهاى نقره سر خود را آشكار كردند اين ساختمان حكايت از ثروت تو دارد .
اطَّلاع از باب افتعال به معنى اشراف از بالا و آگاه شدن و ناگهانى آمدن است در لغت آمده : « اطلَّع فلان علينا : اتانا فجاة » آنگاه كه بسر بن ارطاة از جانب معاويه به يمن شبيخون زد ، حضرت فرمود : « انبئت بسرا قد اطَّلع اليمن » خ 22 66 خبردار شدم كه « بسر » به يمن شبيخون زده است .