سطع بالا رفتن . گسترش يافتن
در لغت آمده : « سطع الغبار : ارتفع و انتشر و كذا البرق و الشعاع و الصبح »
از اين ماده هشت مورد در « نهج » آمده است در وصف رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله فرموده : « سراج لمع ضوئه و شهاب سطع نوره » خ 94 ، 139 چراغى است كه روشنائيش تابان شده و ستاره ايست كه نورش گسترش يافته است . « فاتّعظوا . . . بالعبر النوافع و اعتبروا بالآى السواطع » خ 85 ، 116 موعظه گيريد با عبرتهاى مفيد و با آيههاى روشن و آشكار .
سطو حمله . گرفتن به شدّت .
« سطا عليه و به سطوا و سطوة : صال او قهر بالبطش
به معنى غضب و انتقام نيز آيد ، نه مورد از آن در « نهج » آمده است ، از رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله نقل كرده كه فرمود : « يا على انّ القوم سيفتنون بعدى باموالهم و يمنوّن بدينهم على ربّهم و يتمنّون رحمته و يأمنون سطوته » خ 156 ، 220 كه منظور از سطوة غضب و قهر است .
سعد سعد و سعادت : خوشبختى چنان كه شقوه و شقاوت به معنى بدبختى است ،
راغب گويد : سعادت آنست كه كارهاى الهى انسان را در رسيدن به خير يارى كند
ضدّ آن شقاوت است ، از اين ماده موارد زيادى در « نهج » يافته است در حكمت 51 فرموده : « عيبك مستور ما اسعدك جدّك » تا بختت تو را يارى كند عيبت پوشيده است . در بارهء موعظه فرموده : « اللَّه اللَّه فى اعزّ الانفس عليكم . . . فشقوة لازمة او سعادة دائمة » خ 157 ، 221 ، خدا را در نظر آوريد دربارهء عزيزترين نفس بر شما كه خودتان باشيد ، زيرا آخرت شقاوت ملازم يا سعادت دائمى است . « اسعاد » به معنى يا رى كردن و خوشبخت كردن هر دو آمده است « فلا يسعده القول » خ 233 يعنى سخن گفتن او را يارى نمىكند . « مساعدت » يارى كردن در حكمت 430 فرموده : زيانكارترين مردم در معامله و نااميدترين مردم در تلاش ، مردى است كه بدن خويش را در طلب مال فرسوده كند ، و قضا و قدر او را يارى نكند از دنيا با حسرت برود : « رجل اخلق بدنه فى طلب ماله و لم تساعده المقادير على ارادته . . . »