« ادلهام » فاعل « لم يمنع » و « ضوء » مفعول آن است .
سجّو ( بر وزن علوّ ) سكون و دوام :
« سجا يسجو سجوّا : سكن و دام »
از اين ماده پنج مورد در كلام حضرت آمده است دربارهء خداوند فرموده : « لم يزل قائما دائما اذ لا سماء ذات ابراج . . . و لاليل داج و لا بحر ساج » خ 90 ، 123 او پيوستهء قائم و دائم بوده است آنگاه كه نه آسمان با ستاره اى بود و نه شب تاريك و نه درياى ساكنى . دربارهء خلقت آسمانها فرموده : « ثم أنشأ سبحانه ريحا . . . تردّ أولَّه بآخره و ساجيه الى مائره » خ 1 ، 41 ، خداوند بادى آفريد كه اوّل آن آب را به آخرش و ايستاده اش را به جاريش بر مىگردانيد .
سحب كشيدن . مثل كشيدن دامن و كشاندن انسان بر رويش ،
سحاب به معنى ابر از آنست كه باد آن را مىكشد و يا آن آب را مىكشد و يا در راه رفتن در آسمان كشيده مىشود ( از مفردات )
دوازده مورد از اين ماده در كلام حضرت آمده است ، سحاب به معنى مفرد و جمع هر دو آيد ، چنان كه فرموده : « و أنشأ السحاب الثقال فاهطل ديمها و عدّد قسمها » خ 185 ، 272 ابرهاى ثقيل را به وجود آورد بارانهاى بىرعد و برق آنها را پى در پى كرد و قسمتهاى آن را كه چه قدر به كجا خواهد رفت بر شمرد . و در حكمت 21 فرموده : « و الفرصة تمرّ مرّ السحاب فانتهزوا فرص الخير » فرصت مانند رفتن ابراز دست مىرود براى غنيمت شمردن فرصتهاى خوب به پا خيزيد . و نيز فرموده : « و يعلم مسقط القطرة و مقرّها و مسحب الذرّة و مجرّها و ما يكفى البعوضة من قوتها » خ 182 ، 261 ، عالم است به محلّ سقوط قطرهء باران و محل استقرار آن و عالم است به راه ( و محلّ كشيده شدن ) مورچه و به آنچه به خوراك پشّه ريز كفايت مىكند . « مسحب » اسم مكان است و نيز و خلقت طاووس فرموده : « و ذنب اطال مسحبه » خ 165 ، 236 يعنى دمى دارد كه خداوند محل كشيده شدن آن را بلند كرده است .
سحت ( بر وزن قفل و عنق ) حرام و هر كسب قبيح .
چنان كه در اقرب الموارد گفته است
دو مورد از اين ماده در كلام حضرت آمده است از رسول خدا صلى الله