مللتهم و ملَّونى و سمئتهم و سئمونى فابدلنى بهم خيرا منهم و ابدلهم بى شرّا منّى » خ 25 ، 67 ، خدايا من آنها را خسته كردم ، آنها نيز مرا خسته كردند ، من آنها را به تنگ آوردم آنها نيز مرا به تنگ آوردند ، خدايا براى من بهتر از آنها را عوض بده و براى آنها بدتر از من را جايگزين كن . در دفن حضرت فاطمه عليها السلام خطاب به قبر رسول الله صلى الله عليه و آله فرمود : « و السلام عليكما سلام موّدع لا قال و لا سئم » خ 20 ، 320 سلام بر شما ، سلام وداع كننده ايكه نه دشمن دارد و نه دلتنگ شده است .
سبّ دشنام .
« السبّ الشتم »
بعضى دشنام شديد و دردناك گفته اند
هفت مورد از اين ماده « نهج » آمده است ، در سفارشات جنگى فرموده : « و لا تجهزوا على جريح و لا تهيجوا النساء باذى و ان شتمن اعراضكم و سببن امرائكم » نامهء 14 ، 373 آدم زخمى را نكشيد ، زنان را ناآرام نمائيد هر چند كه عرض شما را فحش دهند و اميرانتان را ناسزا گويند . « انّما هو سبّ بسّب » حكمت 420 كه در « رويد » گذشت « امّا السبّ فسبّونى » خ 57 ، 92 در « برء » تشريح شد .
« مسبّة » شبّ كردن چنان كه در نامهء 74 ، 464 آمده است .
سبب وسيله ،
راغب گويد : سبب ريسمانى است كه با آن به درخت خرما بالا مىروند
جمع آن اسباب است .
ابن اثير در نهاية گويد : سبب ريسمانى است كه با آن آب مىكشند
و به طور استعاره به هر وسيله سبب گفته شده است ، از اين لفظ موارد زيادى در « نهج » آمده است .
در رابطه با رحلت رسول خدا صلى الله عليه و آله و غصب خلافت فرموده : « حتى اذا قبض الله رسوله ص رجع القوم على الاعقاب . . . و وصلوا غير الرحم و هجروا السبب الذى امروا بمودّته » خ 150 ، 290 ، منظور از « السبب » خود و اهل بيت عليهم السلام است .
سبت قطع . بريدن
« سبت الشىء . قطعه »
در صحاح سبت را راحت معنى كرده و گويد : سبات به معنى خواب است و اصل آن به معنى راحت مىباشد ،
خواب و آرامش و راحت ، نوعى قطع عمل است و با معناى اولى مىسازد از اين