اطلاق شده است ، از اين ماده موارد زيادى در « نهج » آمده است : « استنزلوا الرزق بالصدقة » حكمت 137 ، با صدقه دادن نزول روزى را بطلبيد .
رزن رزانت : وقار و سنگينى « رزين » با وقار و سنگين از هر شىء . و آن فقط يك بار در « نهج » آمده است . : « انّ امرنا صعب مستصعب . . . و لا يعى حديثنا الَّا صدر و امنية و احلام رزينة » خ 189 ، 280 ، امر ما دشوار و مستصعب است ، حديث ما را در خود جاى نمىدهد مگر سينههاى امين و عقول با وقار .
رزى رزء ( بر وزن قفل ) و رزّيه : مصيبت و بلا . و آن فقط دو بار در « نهج » آمده است در حكمت 276 فرموده : « و كلَّما عظم قدر الشىء المتنافس فيه عظمت الرّزية لفقده » هر قدر بزرگى شىء رغبت شده بيشتر باشد مصيبت در فقدان آن بزرگتر است .
رسب رسوب : ته نشين شدن :
« رسب الشىء الماء : ذهب سفلا »
از اين لفظ تنها يك مورد در « نهج » يافته است . در خلقت زمين فرموده : « فسكنت ( الارض ) من الميدان لرسوب الجبال فى قطع اديمها » خ 91 ، 132 ، زمين از بالا و پائين آمدن آرام گرفت بعلَّت رسوب و فرو رفتن كوهها در تكَّههاى پوستهء آن .
رسخ رسوخ . ثبات .
« رسخ الشىء رسوخا : ثبت فى موضعه »
راغب در مفردات گويد : رسوخ ثبات شىء است ثباتى محكم . على هذا راسخون در علم كسانى هستند كه در دانش ريشه دارند و علم در وجودشان رسوخ كرده و استقرار يافته است
از اين لفظ شش مورد در « نهج » آمده است .
و نيز رسوخ به معنى كم شدن آمده است گويند :
« رسخ الغدير : نشّ مائه اى اخذ بالنقصان »
دربارهء مردگان فرموده است : « و قدار تسخت اسماعهم بالهوامّ فاستّكت و اكتحلت ابصارهم بالتراب فخسفت » خ 221 ، 340 گوشهاى آنها به وسيله خوردن كرمها شروع به كاهش كرده و « كر » شدهاند و چشمهايشان با خاك سرمه كشيده و فرو رفتهاند . دربارهء اهل بيت عليهم السلام فرموده : « اين الذين زعموا انّهم الراسخون فى العلم دوننا كذبا و بغيا علينا ان رفعنا الله و وضعهم و اعطانا و حرمهم » خ 144 ، 201 كجايند آنان كه گمان كردهاند آنها راسخون در علم اسلامند نه ما ، بر ما دروغ گفتند و حسد