ابرهايش پراكنده و تكه تكه نيست ، و بارانيكه توام با باد سرد نيست « شفّان » : باد سرد « ذهاب » بارانهاى آرام .
و در جملهء « كنهور ربابه » خ 91 ، 133 كه در « كنهور » خواهد آمد معنايش « قطعهء بزرگى از ابر سفيد » است .
مرب ملازمت و آن مصدر ميمى است گويند :
« اربّ بالمكات اربابا : لزمه و اقام به »
آن فقط يك بار در « نهج » آمده كه دربارهء خلقت كون فرموده : « ثمّ انشأ سبحانه ريحا اعتقم مهبّها و ادام مربّها » خ 1 ، 40 پس خداى سبحان بادى به وجود آورد كه محل وزيدن آن را عقيم ولى ملازمت آن را دائمى كرد .
ربح سود . جمع آن رباح است و آن يازده بار در « نهج » آمده است چنان كه فرموده : « من حاسب نفسه ربح و من غفل عنها خسر و من خاف امن » حكمت 208 دربارهء استفادهء مردان خدا از دنيا فرموده است « اكتسبوا فيها الرحمة و ربحوا فيها الجنّة » حكمت 131
ربض خوابيدن چهارپا ، مانند به زمين خوابيدن شتر . گويند :
« ربضت الدابّة : مثل بركت الابل »
مربض : محل خوابيدن گوسفند و مانند آن ، مرابض جمع آن است . از اين ماده چهار مورد در « نهج » ديده مىشود ، در رابطه با هجوم مردم براى بيعت با آن حضرت فرموده : « فما راعنى الَّا و الناس كعرف الضبع الىّ . . . حتّى لقد وطىء الحسنان و شقّ عطفاى مجتمعين حولى كربيضة الغنم » خ 3 ، 49 لفظ « ربيضة الغنم » اضافهء صفت بر موصوف است يعنى گروهى از گوسفندان كه داخل آغل مىشوند .
يعنى بعد از قتل عثمان مرا به وحشت نيانداخت مگر آنكه مردم مانند موى گردن ( يال ) كفتار به طرف من گرد آمدند . . . تا جائى كه حسن و حسين زير پا ماندند و دو طرف بدن من مجروح گرديد ، دور من جمع شده بودند مانند گوسفندانى كه داخل آغل مىشوند . دربارهء وقت نماز به حاكمان شهرها مىنويسد : « فصلَّوا بالناس الظهر حتى تفىء الشمس من مربض العنز و صلَّواتهم العصر و الشمس بيضاء حيّة فى عضو من النهار حين يسار فيها فرسخان » نامهء 52 ، 426 ، يعنى با مردم نماز ظهر را بخوانيد تا وقتى كه