تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مفردات نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 386

مساهمون:

ص٣٨٦
صلوات فرموده : « اللهم داحى المدحوّات و داعم المسموكات . . . اجعل شرائف صلواتك . . . على محمد عبدك و رسولك الخاتم » خ 72 ، 100 ، اى خدائى كه گسترندهء گسترده‌ها ( قطعه‌هاى زمين ) و نگاهدارندهء آسمانها هستى بهترين صلواتهاى خود را بر بنده ات محمد ( صلى الله عليه و آله ) و آخرين پيامبرت بفرست . و دربارهء اهل بيت صلوات الله عليهم فرموده : « هم عيش العلم و موت الجهل يخبركم حلمهم عن علمهم و ظاهرهم عن باطنهم . . . و هم دعائم الاسلام و و لائج الاعتصام » خ 239 ، 358 ، آنها زندگى علم و مرگ جهلند . عقل و وقارشان از علمشان و ظاهرشان از باطنشان خبر مىدهد . . . آنها ستونهاى ايمان و پناهگاههاى پناه گرفتن هستند .
دعاء خواندن . حاجت خواستن مدد طلبيدن . گاهى مطلق خواندن از آن مراد است . در « نهج » در اين دو مورد به كار رفته است . « ادعّاء » مدّعى شدن به چيزى و گفتن كه آن براى من است خواه حق باشد يا باطل : « ادّعى كذا : زعم انّه له حقّا او باطلا » زبير مىگفت من به آنحضرت در ظاهر بيعت كرده‌ام نه با قلبم ، امام فرمود : « يزعم انّه بايع بيده و لم يبايع بقلبه . فقد اقرّ بالبيعة و ادعى الوليجة ، فليأت عليها بامر يعرف و الَّا فليدخل فيما خرج منه » خ 8 ، 54 ، زبير مىگويد كه با دست بيعت كردم نه با قلب ، پس به بيعت اقرار كرده و ادّعاى امر باطنى نموده است . به اين ادّعا دليل قانع كننده بياورد و يا داخل شود به بيعتى كه از آن خارج شده است . دعىّ : پسر خوانده و آنكه به كسى به دروغ نسبت داده شود ( حرامزاده ) در مقام موعظه فرموده : « و لا تطيعوا الادعياء الذين شربتم بصفوكم كدرهم و خلطتم بصّحتكم مرضهم و ادخلتم فى حقكم باطلهم » ح 192 ، 290 ( القاصعة ) محمد عبده گويد : منظور از « ادعياء » انسانهاى پستند كه به نجباء نسبت داده مىشوند و يا اشرارند كه به نيكان نسبت داده مىشوند يعنى از ناپاكان كه در صورت پاكانند اطاعت نكنيد ، آنهائيكه آب خالص خويش را با آب آلودهء آنها خورده ديد و سلامت خود را به مرض آنها مخلوط نموده و حق خود را در باطل آنها داخل كرده‌ايد . چه
مفردات نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 386 | سيد علي اكبر قرشي