اين مادّه به طور وفور در « نهج » ديده مىشود .
جزء تكَّه پاره . بعضى
« الجزء بالضّم : البعض »
جمع آن اجزاء است ، اجزاء از باب افعال : كفايت كردن بينياز كردن . اين ماده پنج بار در « نهج » آمده است .
تجزيه تقسيم و جزء جزء كردن . در ترغيب به جنگ فرموده : « اجزأ امرؤ قرنه و آسى اخاه بنفسه » خ 124 ، 181 هر كس كفايت كرد و كشت خصم خود را و مواسات كرد برادرش را با جان خود . و در رابطه با توحيد فرموده : « فمن وصف الله سبحانه فقد قرنه و من قرنه فقد ثنّاه و من ثناه فقد جزّاه و من جزّاه فقد جهله » خ 1 ، 39 هر كس خدا را با صفاتى غير از ذات ، توصيف كند . او را با چيزى قرين كرده و هر كس او را با چيزى قرين كند ، او را دو تا دانسته ، هر كس او را دو تا داند او را تجزيه و جزء جزء دانسته و هر كس او را مركَّب بداند نسبت به او نادان است . و در خ 85 ، 115 درباره حق تعالى آمده : « و لا تناله التجزئة و التبعيض »
جزر ( بر وزن عقل ) : ذبح :
« جزر الجزور جزرا : ذبحها »
و نيز برگشتن دريا به عقب يعنى جزر مقابل مدّ ، از اين ماده سه مورد در « نهج » داريم كه راجع به ذبح و مذبوحند : آنحضرت نسبت به آينده و اينكه بعدا حسرت او را خواهند كشيد فرمود : « فعند ذلك تود قريش بالدنيا و ما فيها لو يروننى مقاما واحدا و لو قدر جزر جزور لاقبل منهم ما اطلب اليوم بعضه فلا يعطونيه » خ 93 ، 138 يعنى : آن موقع قريش دوست مىدارد دنيا و ما فيها را بدهد و فقط يك بار مرا به بينند و لو به قدر وقت سر بريدن ناقه اى ، تا قبول كنم از آنها آنچه را كه امروز بعض آن را مىخواهم و نمىدهند « جزور » ناقه و گوسفند ذبح شده است يا مطلق شتر را گويند .
و در خ 192 ، 285 آمده : « فمن ناج معقور و لحم مجزور » معقور به معنى مجروح و لحم مجزور گوشتى است كه ذبح شده و پوستش كنده شده است .
جزيره در « نهج » فقط يك بار لفظ جزائر ( جمع جزيره ) آمده است در رابطه با كعبه فرموده : « تهوى اليه ثمار الافئدة من مفاوز قفار سحيقة و مهاوى فجاج عميقة و جزائر بحار منقطعة » خ 192 ، 293 .
جزع ( بر وزن عقل ) قطع و بريدن ( و بر وزن شرف ) ناله و بيتابى ، بيست مورد