گاهى اوقات مراد از آن تحرك و تلاش و تهديد و امثال آنست چنان كه درباره اصحاب جمل فرموده : « و قد ارعدوا و ابرقوا و مع هذين الامرين الفشل و لسنا نرعد حتّى نوقع و لا نسيل حتى نمطر » خ 9 ، 54 . يعنى اينها رعد و برق كردند ولى آخر آن دو ، ترس و سستى بود ، اما ما رعد نمىكنيم تا باران بريزيم و سيل جارى نمىكنيم مگر آنكه باران ببارانيم . به عبارت ديگر آنها تهديد و منم منم كردند ولى آخرش هيچ شد ولى ما اگر وعده دهيم حتما عمل مىكنيم .
جمع برق ، بروق است چنان كه فرموده : « اكثر مصارع العقول تحت بروق المطاع » حكمت 219 اكثر قتلگاههاى عقلها زير نورهاى طمعهاست .
« بارق » شىء متلألىء ، نورانى و نيز ابر با برق چنان كه در خ 191 ، 284 ، گاهى اوقات به شمشير بارقه گويند به علت برّاق بودن آن ، چنان كه در خ 101 ، 147 آمده : « و برقت بوارقه » و برق زد شمشيرهاى او
بريق تلألؤ و روشنائى چنان كه در رابطه با طاووس فرموده : « الَّا انّه يخيّل لكثرة مائه و شدّة بريقه انّ الخضرة الناضرة ممتزجة به » خ 165 ، 238 ، مگر آنكه بعلَّت زيادى آبش و شدت نورانيّتش به نظر مىآيد كه سبزى خوشايند به آن ممزوج شده است .
« مبراق » برق دهنده ، دربارهء فتنه فرموده « مرعاد مبراق » خ 151 ، 211 داراى رعد و برق است .
« ابريق » بطرى . چنان كه در مجمع البيان آمده است ، اين لفظ فقط يك بار در « نهج » يافته است كه دربارهء طاووس فرموده : « و مخرج عنقه كالابريق و مغرزها الى حيث بطنه كصبغ الوسمة اليمانية » خ 165 ، 237 بالاى گردنش مانند بطرى براق و انتهاى آن به طرف شكمش مانند رنگ نبات نيل يمانى است . مادهء « برق » با مشتقات آن جمعا حدود هفده بار در « نهج » آمده است .
برك بركت : فائده ثابت . اصل آن به معنى ثبوت است
طبرسى در مجمع البيان ذيل آيه 97 از سورهء بقره فرموده : اصل بركت به معنى ثبوت است گويند : « برك بروكا » يعنى ثابت شد
پس بركت به معنى ثبوت فايده است در اثر نموّ و رشد ، محلّ جمع شدن آب را « بركه » گويند كه آب در آن ثابت است . « تبارك الله » يعنى