تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مفردات نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 102

مساهمون:

ص١٠٢
مصّغر آن اهيل مىباشد و فقط در اشراف و بزرگان به كار مىرود مثل « آل اللَّه » اين لفظ فقط سه بار در « نهج » به كار رفته است يكى دربارهء فرعون چنان كه دربارهء اهل ضلالت فرموده : « قد ماروا فى الحيرة و ذهلوا فى السّكرة على سّنة من آل فرعون » خ 150 ، 209 ، راه رفتند در حيرت و غافل شدند . در مستى بر طريق آل فرعون ، كه بالاخره گرفتار شدند . دو دفعه نيز به لفظ آل محمد - ص - آمده است چنان كه در زعامت و رهبرى و ممتاز بودن آنها عليهم السلام فرموده است : « لا يقاس بآل محمد صلى اللَّه عليه و آله من هذه الامّة احد و لا يسوّى بهم من جرت نعمتهم عليه ابدا هم اساس الدين و عماد اليقين اليهم يفىء الغالى و بهم يلحق التالى و لهم خصائص حقّ الولاية و فيهم الوصيّة و الوراثة آلان اذ رجع الحق الى اهله و نقل الى منتقله » خ 2 ، 47 تعريفى است از مقام اهل بيت عليهم السلام كه خلافت و جانشينى رسول اللَّه خاص آنهاست يعنى كسى از اين امّت به آل محمد ص قياس نمىشود و با آنها برابر نمىشود كسى كه نعمت هدايتشان بر او شامل است ، آنها اساس دين و ستون يقين هستند ، و همان صراط مستقيمند كه اهل تجاوز و افراط به آنها بر مىگردد و مقّصر و عقب مانده به آنها مىرسد ، خصوصيتهاى حق ولايت براى آنهاست ، وصى و وارث رسول خدا در رهبرى ، آنها هستند اكنون كه من به خلافت رسيدم ، حق به اهلش برگشت و به محلّ انتقال خود منتقل شد لفظ « إذ » در اينجا براى تأكيد يا به معنى « قد » است . بقيّه سخن در « امام » و « اهل بيت » گذشت . و در جاى ديگر در همين رابطه فرموده : « الا انّ مثل آل محمد صلى اللَّه عليه و آله ، كمثل نجوم السماء اذا خوى نجم طلع نجم فكانّكم قد تكاملت من اللَّه فيكم الصّنايع و اراكم ما كنتم تأملون » خ 100 ، 146 ، يعنى مثل امامان آل محمّد مثل ستارگان است چون ستاره اى غائب شود ، ستاره ديگرى طلوع مىكند ، گوئى كارهاى خدا در ميان شما كامل شده و خدا آنچه را كه آرزو داريد به شما نشان داده است . آل محمد ص را به ستارگان تشبيه كرده كه راهنمايان توحيد هستند ، و نيز يكى پس از ديگرى ولايت را در دست مىگيرد ، جملهء اخير ظاهرا اشاره به قيام قائم
مفردات نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 102 | سيد علي اكبر قرشي