تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الخصال ( فارسي ) — صفحة 419

مساهمون:

ص٤١٩

علم پنج درجه دارد

43 - عبد الله بن ميمون قدّاح از امام صادق ( ع ) و او از پدرش نقل مىكند كه مردى به حضور پيامبر خدا ( ص ) رسيد و گفت : يا رسول الله علم چيست ؟ فرمود : سكوت ، گفت : پس از آن چيست ؟ فرمود : گوش دادن ، گفت : پس از آن چيست ؟ فرمود : حفظ كردن ، گفت : پس از آن چيست ؟ فرمود : عمل كردن به آن ، گفت : پس از آن چيست ؟ فرمود : گسترش دادن آن .

پنج صنعت مكروه است

44 - ابراهيم بن عبد الحميد از امام كاظم ( ع ) نقل مىكند كه فرمود : مردى نزد پيامبر آمد و گفت : يا رسول الله به اين پسرم نوشتن را ياد داده‌ام ، او را به چه كارى وادارم ؟ فرمود : خدا پدرت را بيامرزد او را به هر كارى بگمار ولى به پنج كار نگمار : كفن فروشى و زرگرى و قصابى و گندم فروشى و برده فروشى . گفت : « سباء » كيست ؟ فرمود : او كسى است كه كفن مىفروشد و مرگ امّت مرا آرزو مىكند و اين در حالى است كه نوزادى از امت من براى من از آنچه آفتاب بر آن بتابد دوست داشتنىتر است ؛ و اما زرگر همواره در صدد مغبون كردن امت من است ، و اما قصاب آنقدر ذبح مىكند كه رحمت از دلش مىرود ، و اما گندم فروش طعام امّت مرا احتكار مىكند ، اينكه بنده اى به عنوان دزد با خدا ملاقات كند بهتر از آن است كه با او ملاقات كند در حالى كه چهل روز طعام را احتكار كرده است ، و اما برده فروش ، جبرئيل نزد من آمد و گفت : اى محمد ! بدترين امّت تو كسانى هستند كه انسانها را مىفروشند .

به پنج كس زكات داده نشود

45 - عبد الله بن صلت از گروهى از اصحاب از امام صادق ( ع ) نقل مىكند كه فرمود : به پنج نفر از زكات داده نشود : فرزند و پدر و مادر و همسر و برده ، زيرا كه مرد مجبور است كه هزينهء آنها را بپردازد .
الخصال ( فارسي ) — صفحة 419 | الشيخ الصدوق / يعقوب جعفرى