باب خصلتهاى پنجگانه
پنج چيز در ميزان عمل چه سنگين هستند
1 - ابو سالم ، چوپان پيامبر خدا ( ص ) نقل مىكند كه از پيامبر شنيدم كه فرمود : پنج چيز در ميزان عمل چقدر سنگين هستند : سبحان الله و الحمد لله و لا إله الَّا الله و الله اكبر و فرزند صالح كه از مسلمانى بميرد و او صبر كند و به حساب خدا بگذارد .
پنج چيز است كه خداوند به پيامبرى از پيامبرانش در آنها به پنج چيز مختلف فرمان داد
2 - ابو صلت هروى مىگويد : از امام رضا ( ع ) شنيدم كه مىفرمود : خداوند به يكى از پيامبرانش وحى كرد كه چون صبح كردى اولين چيزى را كه با آن برخورد نمودى بخور و دومى را پنهان كن و سومى را بپذير و چهارمى را نااميد مكن و از پنجمى فرار كن . گفت چون صبح كرد و به راه افتاد با كوه سياه بزرگى رو به رو شد و ايستاد و گفت :
پروردگارم به من دستور داده كه آن را بخورم و متحير ماند . سپس با خود گفت :
پروردگارم مرا به چيزى كه توانايى ندارم فرمان نمىدهد ، پس به سوى آن رفت تا بخورد . هر چه به آن نزديك شد آن كوچكتر شد و وقتى به آن رسيد آن را لقمه اى يافت و خورد و ديد كه آن گواراترين چيزى بود كه تا به حال خورده است .
سپس به راه افتاد . با تشتى رو به رو شد و گفت : پروردگارم به من فرمان داده كه آن را پنهان سازم پس حفره اى كند و آن را داخل آن قرار داد و رويش خاك ريخت و به راه خود ادامه داد ولى ديد كه تشت بيرون آمد و با خود گفت : من آنچه را كه پروردگارم فرمان داده بود انجام دادم و به راه افتاد ، ناگهان پرنده اى را ديد كه بازى به دنبال آن است ، پرنده در اطراف او دور زد و او گفت : كه پروردگارم فرمان داده كه آن را بپذيرم ، پس آستين خود را باز كرد و پرنده وارد آن شد ، باز به او گفت : شكارم را گرفتى و من چند روز است كه به دنبال آن هستم ، او با خود گفت كه پروردگارم به من فرمان داده كه من اين را مأيوس نكنم پس قطعه اى از ران خود را بريد و به آن انداخت ، سپس رفت و ناگهان گوشت مردار گنديدهء كرم افتاده اى را ديد با خود گفت : پروردگارم به