سخن پيامبر ( ص ) به على ( ع ) كه « من نام تو را چهار جا همراه نام خود ديدم »
26 - حماد بن عمرو از امام صادق ( ع ) و او از پدر و جدش از على بن ابى طالب ( ع ) نقل مىكند كه پيامبر خدا ( ص ) در وصيت خود به من فرمود : يا على من نام تو را در چهار جا همراه خود ديدم و با ديدن آن انس گرفتم ، هنگامى كه من در معراج خود به آسمان ، به بيت القدس رسيدم ، ديدم كه بر سنگ بزرگ آن نوشته شده بود كه معبودى جز الله نيست ، محمد پيامبر خداست ، او را به وسيلهء وزيرش تأييد و پيروز كردم ، به جبرئيل گفتم : وزير من كيست ؟ گفت : على بن ابى طالب ، پس چون به سدرة المنتهى رسيدم ، ديدم كه بر آن نوشته شده بود كه همانا منم خداوند كه معبودى جز من نيست و من يگانهام و محمد برگزيدهء من از خلق من است ، او را به وسيلهء وزيرش تأييد و پيروز كردم ، به جبرئيل گفتم : وزير من كيست ؟ گفت : على بن ابى طالب ، و چون از سدرة المنتهى گذشتم و به عرش خداوند كه پروردگار جهانيان است رسيدم ، ديدم كه بر ستونهاى آن نوشته كه منم خداوند ، معبودى جز من نيست و من يگانهام ، محمد حبيب من است و او را به وسيلهء وزيرش تأييد و پيروز كردم ، پس چون سر خود را بلند كردم ديدم كه در وسط عرش نوشته شده كه منم خداوند ، معبودى جز من نيست و من يگانهام ، محمد بنده و پيامبر من است ، او را به وسيلهء وزيرش تأييد و پيروز كردم .
حديث اهل بيت ( ع ) را جز چهار كس حمل نمىكند
27 - شعيب حدّاد نقل مىكند كه از امام صادق ( ع ) شنيدم كه مىفرمود : حديث ما سخت و دشوار است ، آن را تحمل نمىكند مگر فرشته اى مقرب يا پيامبرى مرسل يا بنده اى كه خداوند قلب او را براى ايمان آزمايش كرده و يا شهر با حصار . عمرو مىگويد : به شعيب گفتم : يا ابا الحسن شهر با حصار چيست ؟ گفت : من هم از امام صادق ( ع ) آن را پرسيدم فرمود : دل خاطر جمع . ( منظور آن دلى است كه به سبب شك و وهم ، پراكندگى ندارد و به مرحلهء يقين رسيده است و در يك جا متمركز است ) .
كسى كه در رفتار با مردم از سه خصلت دورى كند در حق او چهار خصلت بر مردم واجب مىشود
28 - عبد الله بن احمد بن عامر از پدرش و او از امام رضا ( ع ) و او از پدرانش نقل