تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الخصال ( فارسي ) — صفحة 281

مساهمون:

ص٢٨١
دستور داد دست آن مرد را بريدند . ( سنت اول تعهد در باز پس دادن عاريه و سنت دوم اينكه دستور هجرت از مكه به مدينه پس از فتح مكه لغو شد و سنت سوم بريدن دست دزد ) .

سعد بن معاذ در اسلام سه موقعيت داشت كه اگر يكى از آنها براى همهء مردم بود براى فضيلت آنها بس بود

( در نسخه‌هاى كتاب خصال زير اين عنوان سفيد گذاشته شده و حديثى نقل نشده است ، ولى با توجه به تاريخ مىتوان سه موقعيت سعد بن معاذ را چنين برشمرد : او نخستين كسى از انصار بود كه مسلمان شد و با مسلمان شدن او جمع بسيارى مسلمان شدند و او در بارهء بنى قريظه آن حكم تاريخى خودش را داد و پيامبر به آن عمل كرد ، ديگر اينكه او در زمان پيامبر از دنيا رفت و پيامبر او را تشييع كرد و وارد قبر شد و خودش او را به خاك سپرد و به او طلب مغفرت كرد . )

حاملان علم سه دسته اند

269 - سعيد بن علاقه از امير المؤمنين ( ع ) نقل مىكند كه فرمود : طالبان علم سه دسته‌اند ، آنها را با نشانه‌ها و ظاهرشان بشناسيد و گروهى از آنان علم را به خاطر جدل و نادانى مىخوانند و گروهى از آنان علم را براى گردن كشى و فريب دادن مىخوانند و گروهى از آنان علم را براى فهميدن و خردورزى مىخوانند ، آنان كه براى جدل و نادانى مىخوانند ، همواره آنها را آزار دهنده و جدلكننده با مردم در مجالس گفتگو مىبينى ، خودش را به خداترسى مىزند ولى از ورع خالى است ، خداوند كمر او را بشكند و دماغش را قطع كند ، و اما آنان كه علم را براى گردن كشى و فريب دادن مىخوانند ، او بر همگنان خود گردن كشى ولى براى ثروتمندان تواضع مىكند ، او شيرينىهاى آنان را مىخورد ولى دين خود را تباه مىسازد ، خدا چشم او را كور كند و نشانه اش را از نشانه‌هاى دانشمندان قطع مىكند ، و اما آنان را كه علم را براى فهميدن و خردورزى مىخوانند ، در حال ناراحتى و اندوه مىبينى ، در شب تاريك به عبادت قيام مىكند و كلاه خود را برابر حق خم مىكند ، او عمل مىكند و در عين حال از همه هراسناك است مگر از برادران فهميدهء خود ، خداوند او را از اين جهت پايدار سازد و در روز قيامت امان خود را به او عطا كند .

هر كس به سه نفر برترى جويد خوار مىشود

270 - عبيد الله بن فضل هاشمى از امام صادق ( ع ) نقل مىكند كه فرمود : سه نفرند كه هر كس به آنان برترى جويد خوار مىشود : پدر ، پادشاه و طلبكار .