تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الاحتجاج ( فارسي ) — صفحة 76

مساهمون:

ص٧٦
عمر گفت : منظورت از اين جلب رضايت چيست ؟ فرمود : جلب رضايت اين دو بازگشت از خطا و پرهيز از معصيت با توبه است . عمر گفت : اى أبو الحسن پسرت را بگونه اى تربيت كن كه به پاى سلاطين نپيچد همانها كه حاكمان زمينند ! . أمير المؤمنين عليه السّلام فرمود : من بايد أهل معصيت و آن را تربيت كنم كه ترس از خطا و لغزشش دارم ، امّا كسى كه پدر و مؤدّبش رسول خدا بوده ديگر كسى در تربيت به مقام او نخواهد رسيد ، اى پسر خطَّاب ! رضايت اين دو را بدست آر ! راوى گويد : عمر خارج شده و در مسير با عثمان بن عفّان و عبد الرّحمن بن عوف روبرو شد ، عبد الرّحمن گفت : اى أبا حفص ( كنيهء عمر ) چه كردى ، كه بحث ميان شما به طول انجاميد ؟ ! عمر گفت : مگر مىشود احتجاجى با پسر ابو طالب و دو فرزندش داشت ؟ ! عثمان گفت : اى عمر ايشان فرزندان عبد منافاند كه در همهء موارد فربه‌اند و سايرين لاغر و نحيفند ( در سخن بغايت فربه و ساير مردمان ؛ خشك و نافرجامند ) .