تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الاحتجاج ( فارسي ) — صفحة 667

مساهمون:

ص٦٦٧
پس من پرسيدم : نظر تو در بارهء تدوير چيست ؟ خواستم بفهمانم كه فلك در تدوير و گردش و دوران است ، پس شعرى هيچ قدح و ضررى در اين زمينه ندارد . و امّا عدم انتهاء ، قصد او اين بود كه بگويد : عالم پايان پذير نيست زيرا قديم است . پس من به او اعلام نمودم كه تحيّز و تدوير در نزد من صحيح مىباشد و اين هر دو دلالت بر انتهاى عالم دارد . و امّا هفتى كه أبو العلاء بيان كرده ، قصدش « ستارگان هفتگانهء سيّارات » بود زيرا آنها نزد ايشان احكامى دارد ، پس من گفتم : كلام شما باطل است زيرا كه مدار اينها بر زايد برّى است كه در او تحكَّم است و اين حكم منوط و مربوط است به اين ستارگان سيّارات هفتگانه كه در نزد اينان : زهره و مشترى و مريخ ، و عطارد ، و خورشيد ، و ماه ، و زحل است نيست چنان كه در محلّ و مكان خود مذكور است . و امّا مراد او از گفتن « چهار » طبايع چهارگانه بود . پس من در پاسخ او گفتم : نظر تو در بارهء طبيعت واحدهء ناريه چيست كه از آن جاندارى متولَّد گردد كه پوست آن دستهاى مردمان را بدبوى و متعفّن گرداند سپس آن پوست را در آتش اندازند بوى بد و زنندهء آن مىسوزد ، و پوست صحيح و سالم باقى