« احتجاج حضرت حجّت امام قائم ، مهدى منتظر ، صاحب الزّمان »
« - صلوات الله عليه و على آبائه الطَّاهرين - »
341 - سعد بن عبد الله گويد : گرفتار يك ناصبى مذهب شدم كه در منازعهء عقيدتى بسيار سخت گير بود ، بارى پس از اتمام مناظره به من گفت : واى بر تو و بر يارانت ! شما گروه رافضيان زبان به طعن مهاجرين و انصار مىگشائيد و منكر محبّت رسول خدا صلَّى الله عليه و آله بر ايشان هستيد ، پس صدّيق كسى است كه بسبب سبقتش در اسلام فوق تمام صحابه است ، مگر نمىدانيد كه رسول خدا صلَّى الله عليه و آله تنها بدين خاطر با او به غار رفت كه آنچه بر خود هراس داشت بر او نيز همان داشت ، و نيز براى آنكه مىدانست او خليفهء امّتش خواهد شد ، و با اين كار خواست همانطور كه جان خود را حفظ مىكند او را نيز محافظت فرمايد ، تا مبادا اوضاع و احوال دين پس از او مختل شود و اسلام منتظم باشد ، و اينكه علىّ عليه السّلام را در فراش خود گماشت براى اين بود كه نيك مىدانست اگر او كشته شود اوضاع دين مختل نمىشود ، چرا كه در ميان صحابه جايگزين او موجود است ، و به هر جهت توجّهى به قتل او نكرد .
الاحتجاج ( فارسي ) — صفحة 563
مساهمون: أحمد بن علي الطبرسي
ص٥٦٣