تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الاحتجاج ( فارسي ) — صفحة 457

مساهمون:

ص٤٥٧
گردانده و بديشان ثابت نمايد كه عبادت شايستهء چيزهايى مانند ستارهء زهره و ماه و خورشيد نيست ، و تنها اين عبادت سزاوار خالق آنان و آفرينندهء آسمانها و زمين است ، و آن دليلهايى كه براى قوم خود مىآورد از الهاماتى بود كه خداوند به دو نموده و عطا فرموده ، همچنان كه خداوند عزّ و جلّ فرموده : « و اينها حجّت ما بود كه به ابراهيم در برابر قومش داديم - انعام : 83 » . مأمون گفت : خير شما تماماً از خداست اى زادهء رسول خدا ! حال بفرماييد مراد از اين گفتهء ابراهيم : « پروردگارا ، به من بنماى كه چگونه مردگان را زنده مىكنى ؟ گفت : مگر باور ندارى ؟ گفت : چرا ، و ليكن تا دلم آرام گيرد - بقره : 260 » چه بوده ؟ امام فرمود : خداوند تبارك و تعالى به حضرت ابراهيم عليه السّلام وحى فرمود كه : « من از ميان بندگانم براى خود دوستى انتخاب كردم كه حتّى اگر از من بخواهد مرده‌ها را زنده كنم ، اين كار را براى او خواهم كرد ، ابراهيم به دلش الهام شد كه او آن دوست و خليل است ، لذا گفت : پروردگارا ، به من بنماى كه چگونه مردگان را زنده مىكنى ؟ گفت : مگر باور ندارى ؟ گفت : چرا ، و ليكن تا دلم آرام گيرد ، يعنى نسبت به خليل بودن « خداوند فرمود : چهار پرنده برگير و آنها را نزد خود جمع و پاره پاره كن ، سپس بر هر كوه پاره اى