تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الاحتجاج ( فارسي ) — صفحة 425

مساهمون:

ص٤٢٥
وقتى آن حضرت وارد شدند ، مأمون و محمّد بن جعفر و تمام سادات حاضر در مجلس به احترام امام رضا عليه السّلام برخاستند ، حضرت و مأمون نشستند ولى بقيّه همانطور ايستاده بودند تا اينكه خليفه دستور نشستن داد ، و مأمون مدّتى با آن حضرت گرم صحبت شد ، سپس رو به جاثليق كرده گفت : اى جاثليق ، اين فرد علىّ بن موسى بن جعفر ؛ پسر عمويم ، و از اولاد فاطمه - دخت پيامبرمان - و علىّ بن أبى طالب - صلوات الله عليهم - مىباشد ، ميل دارم با او صحبت كنى و بحث نمايى و حجّت آورى و انصاف را رعايت كنى . جاثليق گفت : اى أمير المؤمنين ، چگونه با كسى بحث كنم كه به كتابى استدلال مىكند كه من آن را قبول ندارم ، و به گفتار پيامبرى احتجاج مىكند كه من به او ايمان ندارم ؟ امام فرمود : اى مرد مسيحى ، اگر از انجيل برايت دليل بياورم آيا مىپذيرى ؟ جاثليق گفت : مگر مىتوانم آنچه انجيل فرموده ردّ كنم ؟ به خدا قسم بر خلاف ميل باطنىام آن را قبول خواهم كرد . امام فرمود : اكنون ، هر چه مىخواهى سؤال كن و جوابت را بگير . پرسيد : در بارهء نبوّت عيسى و كتابش چه عقيده دارى ؟ آيا منكر آن دو هستى ؟
الاحتجاج ( فارسي ) — صفحة 425 | أحمد بن علي الطبرسي / بهراد جعفرى