امام عليه السّلام فرمود : گفتم : دليل ديگر در عدم ارث بردن عبّاس اين است كه خود رسول خدا صلَّى الله عليه و آله جماعتى كه به مدينه مهاجرت نكرده و در مكَّه باقى ماندند را هيچ ولايتى بر ايشان قائل نشد ( 1 ) .
هارون گفت : دليل شما در اين مطلب چيست ؟
گفتم : آيهء شريفهء : « و كسانى كه ايمان آوردند و هجرت نكردند شما را از دوستى و پيوند با آنان هيچ نيست تا هجرت كنند - انفال : 72 » ، و عمويم عبّاس هجرت نكرد .
هارون گفت : سؤالى از تو دارم اى موسى ، آيا تا حال اين مطلب را به كسى از دشمنان ما گفته اى ؟ يا براى كسى از فقهاء در اين مورد چيزى بيان داشته اى ؟
هامش
( 1 ) آن حضرت ميان هر كدام از مهاجرين و انصار پيمان اخوّت و برادرى دينى برقرار فرمود و مقرّر داشت كه هر دو برادر دينى هستند ، هر چند با هم قوم و خويش نباشند ، از يك ديگر ارث ببرند ولى اين مطلب شامل افراد غير مهاجر نمىشد ، و حضرت در ادامه به آيهء كريمهء * ( إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا
- الآية ) * استناد مىفرمايد ، و خداوند با اين بيان ضمن برقرار نمودن يك رابطهء خاصّ ميان انصار و مهاجرين آنان را همچون خويش و قوم يك ديگر مىنمايد ، كه از هم ارث هم مىبرند ، و بعبارتى ديگر آنان را يكپارچه و يك رنگ مىنمايد ، و در ادامهء آيهء مباركه خداوند افرادى كه مهاجرت نكردهاند را از اين پيوند خصوصاً ارث بردن محروم داشته و منع مىفرمايد . و عبّاس بن عبد المطَّلب مشمول مطالب فوق نمىشود .