تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الاحتجاج ( فارسي ) — صفحة 327

مساهمون:

ص٣٢٧
و روزى ديگر أبو حنيفه به دو گفت : اگر علىّ بن أبى طالب را حقّى بود چرا پس از وفات رسول خدا صلَّى الله عليه و آله آن را مطالبه نكرد ؟ أبو جعفر در پاسخش گفت : ترسيد كه اجنّه او را بكشند ! همانطور كه سعد بن عباده را به تير مغيرة بن شعبه كشتند . و در روايتى : به تير خالد بن وليد ! ! . و روزى أبو حنيفه با مؤمن الطَّاق در يكى از خيابانهاى كوفه راه مىرفت ، ناگاه فردى ندا سر داد « چه كسى مرا به كودكى گمراه راهنمايى مىكند » ؟ مؤمن الطَّاق گفت : امّا كودك گمراه نديده‌ام ، و اگر پير گمراهى را مىخواهى اين را بگير - و اشاره به أبو حنيفه نمود - . و پس از وفات امام صادق عليه السّلام أبو حنيفه به مؤمن الطَّاق برخورده و به دو گفت : امام تو مرد . احول ( 1 ) گفت : آرى ، ولى امام تو ( شيطان ) از مهلت داده شدگان تا روز قيامت است .
هامش
( 1 ) او محمّد بن علىّ بن نعمان أبو جعفر معروف به مؤمن طاق و احول مىباشد و از أصحاب امام صادق عليه السّلام است ، وى دكّانى در كوفه در مكانى معروف به طاق المحامل ، او يكى از متكلَّمين است و چند كتاب تصنيف كرده ، از جملهء كتاب « افعل لا تفعل » و احتجاج او با زيد و هم محاجّهء او با خوارج مشهور است و مكالمات او با أبو حنيفه معروف است . ( از : رجال نجاشى و رجال شيخ رحمهما اللَّه )