تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الاحتجاج ( فارسي ) — صفحة 278

مساهمون:

ص٢٧٨
فرمود : ميان قريش و غير آنان ؟ ميان عرب و عجم ؟ گفت : آرى . فرمود : بگو ببينم اى عمرو ، آيا أبو بكر و عمر را مىپذيرى يا از آن دو تبرّى مىجويى ؟ گفت : مىپذيرم . فرمود : اى عمرو اگر تو فردى بودى كه از اين دو تبرّى مىجستى براى تو مجاز بود كه خلافشان رفتار كنى ، و گر نه با آن دو مخالفت كرده اى ، زيرا عمر بدون هيچ مشاوره اى خلافت را به أبو بكر داده و با او بيعت نمود ، سپس أبو بكر نيز بدون مشورت عهد خلافت را به دو داد ، سپس عمر آن را به شورا ميان شش نفر نهاد . و احدى از انصار جز اين شش نفر از قريش را در آن راه نداد ، سپس سفارشى ميان مردم كرد كه من فكر نكنم نه تو و نه اصحابت از آن خوشتان بيايد ، گفت : چه كرد ؟ فرمود : به صهيب ( 1 ) دستور داد تا سه روز نماز را بر مردم اقامه كند ، و فقط اين شش
هامش
( 1 ) او صهيب بن سنان بن مالك از صحابهء معروف مىباشد ، او را صهيب رومى گويند به جهت اينكه در كودكى بدست روميان اسير شد تا اينكه يكى از اعراب او را خريده و ديگرى آزادش نمود و در مكّه مىزيست ، و گويند زمانى كه او اسلام آورد هنوز تعداد مسلمين به چهل نرسيده بود ، مطلب جالبى كه در حالات او در اخبار آمده اين است كه زمانى كه او قصد هجرت به مدينه را داشت كالاى بسيارى را فروخت و قصد خروج از مكّه را داشت كه مشركان قريش مانع او شده و گفتند : وقتى به شهر ما آمدى گدا و فقير بودى حال كه ثروتت انبوه شده قصد سفر كرده اى ؟ صهيب كه دل به حبيب خود رسول خدا داده بود گفت : اگر از مال خود درگذرم اجازهء خروج به من مىدهيد ؟ گفتند : آرى ، پس آن بزرگوار نيز تمام مال خود را به ايشان داد ، خبر اين از خود گذشتگى كه به وجود مبارك پيامبر رسيد فرمود : « ربح صهيب ! ربح صهيب ! » « صهيب سود برد ! صهيب سود برد ! » . بارى او در غزوهء بدر و احد و تمام مشاهد شركت نمود و در سال 38 وفات نمود ، و در باب او هم مدح وارد شده هم ذمّ ، و روايت ذمّ را حمل بر شباهت اسمى نموده‌اند .
الاحتجاج ( فارسي ) — صفحة 278 | أحمد بن علي الطبرسي / بهراد جعفرى