آن حضرت از حال من و خانوادهام پرسيد و اينكه همراه من كيست ؟
گفتم : او ابن ابى ليلى قاضى مسلمين است . فرمود : آرى ، سپس به دو فرمود :
آيا مال اين را ميگيرى و به ديگرى مىدهى ، و ميان زن و مرد جدايى مىاندازى ، و در اين كار از هيچ كس هراسى ندارى ؟ گفت : آرى .
فرمود : با چه وسيله اى قضا و داورى مىكنى ؟
گفت : با احاديثى كه از رسول خدا صلَّى الله عليه و آله و أبو بكر و عمر بدستم رسيده .
فرمود : آيا اين خبر از رسول خدا صلَّى الله عليه و آله به تو رسيده كه فرمود : « در قضا و داورى علىّ از همهء شما بالاتر است » ؟ گفت : آرى .
فرمود : پس چطور به غير قضاى علىّ عليه السّلام داورى مىكنى با اينكه اين خبر به تو رسيده ؟
راوى گويد : با شنيدن اين كلام رنگ رخسار ابن ابى ليلى زرد شده و به من گفت :
رفيق ديگرى براى خود بگير ، كه به خدا ديگر تا ابد با تو حرف نخواهم زد ! .
226 - از حسين بن زيد بن جعفر صادق نقل است كه رسول خدا به فاطمه عليهم السّلام فرمود :
الاحتجاج ( فارسي ) — صفحة 257
مساهمون: أحمد بن علي الطبرسي
ص٢٥٧