جز ايشان مانند « بدر » داديم ، اين را بجاى « بدر » كرديم و سربسر شد ، من از دودمان خندف نيستم اگر كين احمد را از فرزندان او نجويم ،
[ راوى گويد : وقتى حضرت زينب اين صحنه را ديد دست بگريبان فرا برد و آن را چاك زد و بآوازى سوزناك كه دلها را پاره مىكرد فرياد زد : يا حسينا ! يا حبيب رسول خدا ! فرزند مكَّه و منى ! فرزند فاطمهء زهراء بانوى زنان ! اى زادهء محمّد مصطفى ! .
راوى گويد : به خدا قسم هر كس را در مجلس بود گرياند و يزيد ملعون خاموش نشسته بود ، آنگاه زينب بر قدمهاى خود ايستاده و بر مجلس مشرف شد و آغاز به خطبه نمود ، تا كمالات محمّد صلَّى الله عليه و آله را اظهار نموده و بگويد كه براى رضاى خدا صبر و شكيب مىكنيم ، نه براى ترس و وحشت ! . ] راوى گفت : زينب - همو كه پدرش علىّ عليه السّلام و مادرش فاطمه عليها السّلام دخت گرامى رسول خدا صلَّى الله عليه و آله است - برخاسته و گفت :
سپاس خداى را كه پروردگار جهانيان است ، و درود خداوند بر جدّ و پدر بزرگم
الاحتجاج ( فارسي ) — صفحة 117
مساهمون: أحمد بن علي الطبرسي
ص١١٧